تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
در طلب گنج او ، دم مكش از رنج او * اينست ره مخلصان ، رنج مدان گنج دان محنت درد و بلا ، آمده بر انبياء * زان پس بر دوستان ، رنج مدان گنج دان گر بكشى رنج آن ، گوى برى از ميان * زنده شوى جاودان ، رنج مدان گنج دان ره بطلب رنج را ، تا برسى گنج را * راه حق آسان مدان ، رنج مدان گنج دان جان ( و ) دل خويش را ، ساز خدا ( را ) بيا * درگذر از جان ( و ) مان ، رنج مدان گنج دان تا نكشى رنج عشق ، كى رسدت گنج عشق * جمله ده ( و ) غمستان ، رنج مدان گنج دان گنج نيايد بدست ، تا نكشى رنج سخت * عشق خدا رنج دان ، رنج مدان گنج دان تا نه چشى زهر درد ، مىنشوى مرد فرد * پيش تو كردم بيان ، رنج مدان گنج دان آنچه رسد مر ترا ، جمله بامر خدا * دم مزن از حكم آن ، رنج مدان گنج دان راه توكل شناس ، نه ز قناعت اساس « الف » * پاك شو از جسم و جان ، رنج مدان گنج دان در پى گوشه شتاب ، رنج بكش بىحساب * كار همين كاردان ، رنج مدان گنج دان
هامش
( الف ) مظ - آسان