تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
ياد وى بازداشتى " - اى عزيز ! هرك را عشق و محبت است وى را درد و مرض همان است ، ابيات :
خلق از براى درد دوا آرزو كنند * من ترك صد دوا بكنم از براى درد يك‌ذره درد را به دو عالم نمىدهم * زيراكه نيست در ( همه ) عالم بهاى درد
اى دوستان ! تا رنج نكشى گنج نبرى ، تا نيش نخورى شهد نچشى ، هر جفاى كه به تو مىرسد فائدهء خود دانى و در تسليم مانى ، حديث قدسى :
" ما بلا بر كسى قضا نكنيم * تا او را ز اولياء نكنيم اين بلا گوهر خزانهء ماست * ما به هركس گهر عطا نكنيم " « الف »
* * *
طريق عشق‌بازى بىبلا نيست * زمانه « ب » بىبلا بودن روا نيست بلاكش تا لقاى دوست بينى * كه مرد بىبلا صاحب لقا نيست « ج » ميان صد بلا خوش باش دائم « د » * كه جاى او بود هرگز بلا نيست « ه »
و ايشان نيز فرموده است كه اى درويش ! چون در كوى محبت درآمدى مردانه در آى و پاى خود را در پيش بكش و رنج محنت بر خود اختيار كن و غم مدار كه ثمرهء بسيار شادى بينى ، چنانچه فقير نامراد گفته‌اند ، غزل :
رنج گر آيد بجان ، رنج مدان گنج دان * باش رضامند از آن ، رنج مدان گنج دان رنج و بلا نعمت است ، فقر و غنا رحمت است * دان بيقين بىگمان ، رنج مدان گنج دان
هامش
( الف ) رجوع كنيد به تذكره الموضوعات مؤلفه محمد طاهر بن على الهندى ص 193 ( ب ) زمانى ( ج ) مردى لقا نيست ، ( د ) با او ، ( ه ) خود آنجا كه بود هرگز بلا نيست ( براى اين تصحيحات از ديوان قصائد و غزليات خواجه عطار نيشاپورى ( رح ) طبع تهران 1341 ه ص 75 استفاده شده است )
مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 187 | شيخ محمد شعيب