منحصر ملكى نبود هر روز در ملك او چون ابو سعيد ( رح ) و ابو القاسم ( رح ) هفتاد هزار فرابرسند و صاحب كشف المحجوب مىگويد مرا واقعهاى روى داده كه طريق حال آن بر من دشوار شد ، شيخ ابو القاسم ( رح ) را ملازمت در مسجد كردم و گفتم " ايّها الشّيخ ! اين واقعهء من است " گفت " اى پسر ! ستون را خداى تعالى درين ساعت با من ناطق گردانيد ، تا از من سؤال كرد " و وفات ايشان در سال چهارصد و پنجاه هجرى روى داده است .
از حضرت شيخ ابو عثمان مغربى رحمة الله عليه :
نام مبارك ايشان سعيد بن اسلام است « الف » و اصل ايشان از مغرب است ، شاگرد ابو حسين دينورى ( رح ) « 93 » و مريد شيخ ابو على كاتب ( رح ) بودهاند و با ابو يعقوب نهرجورى و حبيب مغربى و ايوب زجاج ( رح ) صحبت داشتهاند و سالها مجاور مكه معظمه بودهاند - شيخ الاسلام ( رح ) گويند وى سى سال در مكه بود و در حرم بول نكرده به جهت حرمت حرم ، و ايشان فرمودهاند كه در شريعت متقى آن را گويند كه به آنچه مامور شده است در امر و نهى به حكم شريعت يك سر موى تجاور نكند و در طريقت آن را گويند كه دل را از الواث ميل و محبت غير حق سبحانه و تعالى و از همه فكر خلاص كردهاند و هيچ آرزوى او را نماند مگر همگى ذوق و محبت كردگار ، و ايشان نيز فرموده است كه غير از غم و غريبى و شكستگى در بارگاه حق تعالى خوبتر ازين تحفه نباشد پس طالب را بايد كه لمحه و لحظه ازين غم بىغم نباشد ، هر دل كه خراب از محبت است آباد حضرت است :
درياب دل خراب كه دل حج اكبر است * بر گور مردگان به زيارت چه مىروى
هامش
( الف ) سعيد بن سلام ( ر ك به رسالهء قشيريه و سفينه الاولياء مترجم محمدعلى لطفى ، سبع نفيس اكادمى كراچى 1961 م ص 107 )
( 93 ) اصلا ابو الحسن صائغ دينورى است ( نفحات الانس ص 162 - تذكره الاولياء از شيخ عطار نيشاپورى چاپ پنجم تهران ج 2 ص 257 - روضات الجنات ج 2 ص 561 حاشيه ( 1 ) وى از طبقهء ثالثه است نام ايشان على بن محمد بن سهل است ، در مصر اقامت ورزيد و آنجا در سال 330 ه درگذشت و بروايت شيخ ابو سعيد مالينى ( رح ) در نيمهء رجب سال 331 ه وفات يافت - ( نفحات الانس ص 162 )