انطباع صورت ناظر در وى حاجت به آن ندارد كه بجانب صورت سفر كند و جنبش نمايد زيراكه وى پذيراى صورت از جهت صفا و نوريت وجه خود شده است ، هرچه در مقابله وى افتد و روى مىنمايد و صورت آن در وى منطبع مىگردد ، بىحركت وى بسوى صورت همچنين چون آئينه معنوى دل از خشونات صور كونيه خلاص يافت و نوريت و صفا وى را فراگرفت و ظلمات خواستهاى طبعى از وى زائل شد ، در قبول تجليات ذات و صفات الهيه حاجت بسير و سلوك ندارد ، زيراكه سير و سلوك وى عبارت از تصفيه و تصقيل وجه قلب است ، چون آن به صفا و صقالت رسيد از سفر و سير و سلوك مستغنى شد .
[ ( د ) خلوت در انجمن ]
خلوت در انجمن : از حضرت خواجه بهاء الدّين قدس الله سره پرسيدند كه بناى طريقه شما بر چيست ؟ فرمودند " خلوت در انجمن ، ظاهر با خلق و باطن با حق سبحانه " :
از درون شو آشنا و ز برون بيگانه شو * اينچنين زيبا روش كم مىبود اندر جهان
آنچه حق سبحانه مىفرمايد كه
" رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ "
« الف » اشارت به اين مقام است و فرمودهاند " نسبت باطنى در اين طريقه چنان افتاده است كه جمعيت دل در ملازمت صورت بتفرقه بيشتر از آن بود كه در خلوت " و فرمودهاند كه طريقه ما صحبت است و در خلوت شهرت است و در شهرت آفت است ، خيريت در جمعيت است و جمعيت در صحبت است به شرط نفى بودن در يكديگر و خواجه اولياء كلان « ب » قدس الله ( سره ) فرمودهاند كه خلوت در انجمن آنست كه اشتغال و استغراق در ذكر بمرتبهاى رسد كه اگر ببازار درآيد هيچ سخن و آواز نشنود بسبب استيلاى ذكر لسانى بر حقيقت دل ، حضرت ايشان مىفرمودند كه بسبب اشتغال بذكر از روى جد و اهتمام در مدت پنج « ج » روز به اين مرتبه مىرسد كه همه آوازها و
هامش
( الف ) النور 37
( ب ) اولياء كلان كه به اولياء كبير معروف است ( رشحات ج 1 ص 43 )
( ج ) پنج شش روز ( ايضاء )