تو گريان و عمل تو اخلاص و دعاى تو تضرع و جامه تو كهن و رفيق تو درويش و مايه تو فقه « الف » و خانه تو مسجد و مونس تو حق سبحانه "
[ كلمات قدسيه حضرت خواجه ]
و هم از كلمات قدسيه حضرت خواجه است اين هشت عبارت كه بناى طريقه خواجگان قدس الله ارواحهم بدانست ، هوش دردم ، نظر در « ب » قدم ، سفر در وطن ، خلوت در انجمن ، يادكرد ، بازگشت ، نگاه داشت ، يادداشت و غيره اينهمه پنداشت . پوشيده نماند كه سه كلمه ديگر است كه از جمله مصطلحات اين طائفه عاليه است و آن وقوف زمانى و وقوف عددى و وقوف قلبى كه جمله يازده كلمه باشد .
[ ( الف ) هوش دردم ]
هوش دردم : و آن آنست كه هر نفس از درون برآيد بايد كه از سر حضور و آگاهى باشد و غفلت به آن راه نيابد . حضرت مولانا كاشغرى قدس الله سره فرمودهاند " هوش دردم يعنى انتقال از نفس به نفس مىبايد كه از سر غفلت نباشد و از سر حضور باشد و هر نفس كه مىزند از حق سبحانه خالى و غافل نباشد . حضرت ايشان فرمودهاند يعنى خواجه احرار ( رح ) كه درين طريقه رعايت و حفظ نفس را مهم داشتهاند يعنى بايد كه جميع انفاس بر نعت حضور و آگاهى مصروف شود و اگر كسى محافظت نفس نمىكند مىگويند فلانكس نفس گم كرده است يعنى طريق و روش گم كرده است . حضرت خواجه بهاء الدّين قدس الله سره فرمودهاند " بناى كارى درين راه بر نفس مىبايد كرد چنان كه نگذارد كه ضائع گردد و در خروج و دخول نفس حفظ ما بين النفسين سعى نمايد كه بغفلت فرو نرود و برنيايد .
[ ( ب ) نظر بر قدم ]
نظر بر قدم : و آن آنست كه سالك را در رفتن و آمدن در شهر و صحرا و همه جاى نظر او بر پشت پاى او باشد تا نظر او پراگنده نشود و بجاى كه نمىبايد نيفتد و مىشايد كه نظر در قدم اشارت بسرعت سير سالك بود در قطع مسافات هستى و طى عقبات خودپرستى يعنى نظرش بهرجا كه منتهى شود فى الحال قدم بر آن نهد .
هامش
( الف ) فقر ( رشحات ج 1 ص 38 )
( ب ) نظر بر قدم