چون از خواجه اجازت ارشاد يافته و بدعوت خلق به حق مأذون گشته بنا بر مقتضى وقت و مصلحت حال طالبان ذكر علانيه افتتاح كردند و مولانا حافظ الدّين كه از كبار علماء وقت كه جد اعلى خواجه محمد پارسااند باشارت استاد العلماء شمس الائمه الحلواى رحمة الله عليه در بخارا از خواجه محمود سؤال كرد بحضور جمعى كثير از ائمه و علماء زمان كه خدمت شما ذكر علانيه بچه نيت گوئيد ؟ جواب فرمودند " تا خفيه بيدار شود و غافل آگاه گردد و روى به راه آورد و به استقامت شريعت و طريقت درآيد و بحقيقت توبه و انابت كه مفتاح همه خيرات و اصل همه سعادات است رغبت نمايد . خدمت مولانا حافظ الدّين گفتند كه نيت شما صحيح است و شما را اين شغل حلال است . آنگاه از خواجه محمود التماس نمودند كه ذكر علانيه را حدى فرمائيد كه به حد حقيقت از مجاز ممتاز گردد و بيگانه از آشنا جدا شود .
خواجه فرمودند كه ذكر علانيه كسى را مسلم است كه زبان او پاك باشد از دروغ و غيبت و حلق او پاك باشد از حرام و شبهت و دل او پاك باشد از ريا و سمعت و سر او پاك باشد از توجه به غير از حضرت ربوبيت . وفات ايشان در سال هفتصد و يازده « الف » هجرى بود و قبر ايشان نيز در بخارا « ب » است .
[ خواجه عارف ريوگرى قدس اللّه سره ]
از خواجه عارف ريوگرى رحمة الله عليه : مولد و مدفن ايشان در موضع ريوگر است و آن دهى است از دههاى بخارا ، وفات ايشان در سال هفتصد و پانزده هجرى بود .
[ خواجه عبد الخالق غجدوانى قدس اللّه سره ]
از خواجه عبد الخالق غجدوانى قدس الله سره : و غجدوان دهى است از دههاى بخارا و نام والد ايشان عبد الجميل است ، به عبد الجميل امام معروف است ، از اولاد امام مالك ( رح ) بود و مقتداى وقت و عالم ظاهر و باطن و ساكن ملاطيه روم بود و والده حضرت خواجه از اولاد ملوك روم بود و گويند عبد الجميل امام
هامش
( الف ) بقولى وفات ايشان در 717 ه است ( صوفياى نقشبند ص 148 - سلسلهء خيريه ص 196 )
( ب ) وابكنه ( رشحات ص 59 ج 1 )