صحبت دار خضر عليه السلام بوده و خضر عليه السلام او را بوجود خواجه بشارت داده و عبد الخالق نام نهاده و بعد از آنكه عبد الجميل امام بسبب حوادث ايام با متعلقان از ولايت روم بديار ماوراءالنهر افتادهاند بولايت بخارا آمده در غجدوان ساكن شدهاند و حضرت خواجه آنجا متولد شده و در غجدوان نشو و نما يافته و در مبادى حال در شهر بخارا به تحصيل علوم اشتغال داشتهاند . روزى در ميان كاروبار بر استاد خود امام صدر الدّين نام بزرگ « الف » از كبار علماء زمان تفسير مىخواند ، به اين آيت رسيده
" ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ "
« ب » از استاد پرسيدند كه حقيقت اين خفيه و طريقه وى چيست ؟ اگر ذاكر بلند مىخواند و يا در وقت ذكر باعضاء حركت مىكند غير بر آن اطلاع مىيابد و اگر بدل مىگويد شيطان به حكم حديث " الشيطان يجرى من ابن آدم مجرى الدم " « ج » واقف مىشود . استاد فرمود " اين علم لدنى است اگر حق سبحانه خواسته باشد از اهل الله به تو كسى رسد و ترا تعليم كند " . حضرت خواجه عبد الخالق ( رح ) منتظر بودند وقتى كه خضر عليه السلام به ايشان رسيدند و وقوف عددى « 89 » مر ايشان را تلقين كردند . در فصل الخطاب مذكور است كه روش عبد الخالق در طريقت حجت است و مقبول همه فرق على الدوام و ايشان را سبق ذكر دل در جوانى از خضر عليه السلام بوده و بر آن سبق مواظبت نمودهاند و فرمودهاند كه در حوض آب درآى و غوطه خور و بدل بگو لا إله إلّا الله محمد رسول الله و ذكر دل را به ايشان آموختند و چون خواجه يوسف همدانى ( رح ) به بخارا آمدند صحبت ايشان را دريافتند گفتند خواجه خضر عليه السلام پير سبق ايشاناند و خواجه يوسف همدانى قدس الله سره پير صحبت ايشاناند . اگرچه طريقه خواجه يوسف و مشايخ ايشان قدس الله ارواحهم ذكر علانيه بوده است لكن چون حضرت
هامش
( الف ) بزرگى
( ب ) اعراف 55
( ج ) سنن دارمى طبع ملتان ج 2 ص 228 - شرح مشكل الآثار ج 1 ص 29 .
( 89 ) وقوف عددى يكى از هشت كلمات قدسيه خواجه عبد الخالق غجدوانى ( رح ) است و مفهوم از وقوف عددى اينست كه آن رعايت عدد است در ذكر قلبى ، ذاكر را بايد كه در يكنفس سه كرت يا پنج كرت يا هفت كرت يا بيست و يك كرت گويد و عدد طاق را لازم شمرد ( تفصيل در صفحات آينده متن مىآيد )