تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
حضرت ركن الدّين علاء الدّوله سمنانى قدس الله سره با ايشان معاصر « الف » بوده‌اند و ميان ايشان مراسلات و مفاوضات « ب » واقع شده ، گويند كه حضرت شيخ درويشى را به خدمت فرستاد و سه مسئله پرسيده و هريكى را جواب شنيده ، مسئله اول آنكه شما و ما خدمت آينده « ج » و رونده مىكنيم و شما در سفر تكلف نمىكنيد و ما تكلفهايى مىكنيم و مردم از شما آزارى ظاهر « د » نمىكنند و از ما در گله‌اند ، سبب اين چيست ؟ حضرت عزيزان ( رح ) جواب گفتند كه خدمت‌كنندگان منت‌نهنده بسياراند و خدمت‌كنندگان منت‌دارنده كم‌اند ، جهد كنيد كه از خدمت‌كنندگان منت‌دارنده باشيد تا كسى از شما در گله نباشد . مسئله دوم آنكه شنيده‌ايم كه تربيت شما از خضر عليه السلام است اين چگونه است ؟ جواب فرمودند كه بندگان حق سبحانه عاشقان آنند كه خضر عليه السّلام عاشق اوست . مسئله سيم آنكه ما شنيده ايم كه شما ذكر جهر مىگوئيد ، اين چون است ؟ در جواب فرمودند كه ما نيز شنيده ايم كه شما ذكر خفيه مىگوئيد ، پس ذكر شما نيز جهر مىباشد . مولانا سيف الدّين قصبه كه از اكابر علماى آن زمان بوده از حضرت عزيزان سؤال كردند كه شما ذكر علانيه به چه نيت مىگوئيد ؟ ايشان فرمودند باجماع همه علماء در نفس اخير بلند گفتن و تلقين كردن به حكم حديث " لقنوا امواتكم بشهادة ان لا إله الّا اللّه " « ه » جائز است و درويشان را هر نفس نفس اخير است . شيخ بدر الدّين كه از كبار اصحاب بلغار « و » است صحبت عزيزان ( رح ) را دريافته بود پرسيد كه ذكر كثير كه ما از نزد حق سبحانه به آن ماموريم كما قال سبحانه
" اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً "
ذكر زبان است يا ذكر دل ؟ حضرت عزيزان فرمودند كه مبتدى را ذكر زبان و منتهى را ذكر دل هميشه مبتدى تكلف و تعمّل مىكند ، اما منتهى را چون اثر ذكر بدل رسد جمله اعضاء و جوارح و عروق و مفاصل وى بذكر گويا شود و در آن وقت سالك بذكر كثير محقق
هامش
( الف ) غح ، عر ( معاصر ) ندارد ( ب ) سع ، مظ - معاوضات ( ج ) سع ، غح ، مظ - آيند ( د ) سع ، مظ ( ظاهر ) ندارد ( ه ) ر ك به تذكره الموضوعات مؤلفه محمد طاهر بن على القيسراني ص 99 ( و ) شيخ بدر الدّين مىدانى كه از كبار اصحاب شيخ حسن بلغارى است ( رشحات ج 1 ص 46 )