شود و در كار يكروزه وى برابر كار يك سال « الف » ديگران بود . مىفرمودند كه حق سبحانه در هر شبانروزى سيصد و شصت نظر رحمت بر دل بنده مؤمن مىكند ، اينست كه دل سيصد و شصت روزنه دارد و بجميع اعضا سيصد و شصت رگ است از روده و شرائين « ب » متصل بدل ، چون دل از ذكر متأثر « ج » شود و به آن مرتبه رسد كه منظور نظر خاص حق سبحانه گردد اثر آن نظر از دل بجميع اعضا منشعب شود تا هر عضوى به طاعتى لائق حال خود مشغول گردد و از نور آن طاعت ( از ) هر عضوى فيضى كه نظر رحمت عبارت از آنست بدل رسد :
ذكر گنج است گنج پنهان به * جاى اين گنج دل پنهان به
بر زبان گنگ شو بلب خاموش * با خرد را ازين معامله كوش « د »
و عمر شريف ايشان تا صد و سى كشيده بوده است . ايشان را دو فرزند بزرگوار بودهاند ، هر دو عارف و كامل ، خواجه خورد فرزند كلان حضرت عزيزان بوده است ، نام او خواجه محمد بوده و اصحاب حضرت عزيزان را خواجه بزرگ مىگفتند و خواجه محمد را خواجه خورد ، خواجه ابراهيم رحمة الله عليه فرزند خورد حضرت عزيزان است . وفات ايشان روز دوشنبه بيست و هشتم ماه ذىالقعده سال پانزده و هفتصد و بقولى هفتصد و بيست و يك « ه » هجرى بود و قبر ايشان در خوارزم است .
[ خواجه محمود انجر فغنوى قدس اللّه سره ]
از حضرت خواجه محمود انجرفغنوى « 88 » رحمة الله عليه : ( مولد ايشان انجيرفغنه است ) و آن دهى است در ولايت بخارا از مضافات وابكنى « و » كه دهى بزرگ است مشتمل بر چندين ده و مزرعه و سه فرسنگ از بخارا و ايشان در وابكنى مقيم بودند ، بكسب گلكارى مىپرداختند و از آن ممر وجه معاش مىساخته و
هامش
( الف ) كار يكساله
( ب ) سع ، مظ - شرابين
( ج ) غح ، مؤثر
( د ) قياسا باخرد راز اين معامله كوش
( ه ) ر ك به رشحات عين الحيات ج 1 ص 472 . در تاريخ وفات حضرت عزيزان قطعهاى گفتهاند :هفصد و پانزده ز هجرت بود * بيست و هشتم ز ماه ذىقعده
كان جنيد زمان و شبلى وقت * زين سرا رفت در پس پرده( و ) وابكنه ( رشحات عين الحيات ج 1 ص 59 )
( 88 ) در بعضى نسخهها انجير فغنوى نوشته است ( رجوع كنيد به رشحات عين الحيات - ج 1 ص 59 )