اين مردى است كه ما بوى او شميده بوديم ، زود باشد كه مقتضاى « الف » روزگار شود ، پس روى به سيد امير كلال ( رح ) كردند « ب » كه خليفه خواجهاند و فرمودند « ج » كه در حق فرزندم بهاء الدّين شفقت و تربيت دريغ ندارى و ترا بحل نكنم اگر تقصير كنى و امير كلال بر پاى خاستند و دست بر سينه بنهاده كه مرد نه باشم اگر تقصير كنم .
خواجه محمد بابا را چهار خليفه بودند ، همه فاضل و كامل بودند كه بعد از ايشان به دعوت صادقان و ارشاد طالبان مشغولى مىكردند ، خواجه صوفى سوخارى رحمة الله عليه كه از خلفاى خواجه محمد بابا بوده است و قبر وى در ده سوخارى است از دههاى بخارا ، بر دو فرسنگ از شهر .
[ خواجه محمود سماسى قدس اللّه سره ]
خواجه محمود سماسى رحمة الله عليه : فرزند شريف خواجه محمد بابا ( رح ) است و از خلفاى ايشان مولانا دانشمند عليه الرحمة از كبار اصحاب خواجه محمد بابا است و از جمله مقربان ايشان بوده است ، امير سيد كلال قدس الله سره ، ايشان اكمل و افضل همه خلفاء و اصحاب خواجه محمدبابا بودهاند . مولد و مدفن ايشان قريه سماسى است كه از جمله دههاى رامتين است و از آنجا تا بخارا سه فرسنگ شرعى است .
[ ( خواجه محمد بابا - از ) خواجه على رامتنى قدس اللّه سره ]
از خواجه على رامتنى قدس الله سره : لقب ايشان در سلسله خواجگان قدس الله سرهم حضرت عزيزان است و بصنعت بافندگى مشغول مىبوده اند . حضرت مخدوى « 87 » در كتاب نفحات الانس نوشتهاند كه اين فقير از بعضى كتب اكابر چنين نوشته « د » ديدم كه اشارت به ايشان است ، آنچه مولانا جلال الدّين رومى قدس الله سره در غزليات خود نوشتهاند ، شعر :
گرنه علم حال فوق قال بودى كى شدى * بنده ، اعيان بخارا خواجه نساج را
هامش
( الف ) مقتداى
( ب ) سع ، مظ - كردهاند
( ج ) ايضا - كردهاند
( د ) " اين فقير از بعضى اكابر چنين استماع دارد " ( نفحات الانس ص 380 ) .
( 87 ) يعنى مولانا عبد الرحمن جامى كه مؤلف صفحات الانس مخدوم مؤلف رشحات عين الحياة بوده و اين اقتباس از آنجا ماخوذ است ( رك به رشحات ج 1 ص 62 و نفحات ص 380 ) .