تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
همون نقل بدستخط حضرت مولانا عبد الرحمن جامى قدس الله سره نوشته يافتم . پوشيده نماند كه در سلسله خواجگان قدس الله سرهم از زمان خواجه انجير فغنوى ( رح ) تا زمان امير كلال رحمهما الله تعالى ذكر خفيه را با ذكر علانيه جمع مىكردند و ايشان را در سلسله شريفه علانيه‌خوانان مىگويند . چون زمان ظهور خواجه بهاء الدّين قدس الله سره رسيد بنا بر آنكه از حضرت خواجه عبد الخالق قدس الله سره مامور به عمل عزيمت بودند ذكر خفيه اختيار كرده و از ذكر علانيه اجتناب نموده و هرگاه كه اصحاب امير كلال ( رح ) در مجلس افتتاح ذكر علانيه مىكردند حضرت خواجه برمىخاستند و از آن حوزه بيرون مىرفتند و بر خاطر اصحاب اين معنى بغايت گران مىآمده است لكن حضرت خواجه پرواى آن نمىكردند « الف » و در مقام رفيع نقل « ب » ايشان نمىشدند ، اما در خدمت و ملازمت امير كلال ( رح ) هرگز دقيقه فرونمىگذاشتند « ج » و هميشه سر تسليم بر آستانه ارادت و متابعت ايشان مىداشتند « د » و امير ( رح ) روز به روز التفات به حضرت خواجه زياده مىكردند . « ه » سرسلسله نقشبنديان است به نظر قبول از فرزندى خواجه محمد بابا سماسى ( رح ) است ، به ظاهر مريد سيد امير كلال ( رح ) است و اويسى بود از روحانيت خواجه عبد الخالق غجدوانى قدس الله و از خدمت شيخ خليل « 86 » اتا ( رح ) يعنى بابا كه از مشايخ تركستان است فائده‌هاى گرفته است ، طريقه ايشان تمام مطابق شرع بود و مذهب امام اعظم ( رح ) داشتند و اكثر مشايخ اين سلسله حنفىمذهب‌اند . از خواجه بزرگ
هامش
( الف ) سع ، غح ، مظ - نمىكرده‌اند ( ب ) ثقل ايشان نمىشده‌اند ( رشحات ج 1 ص 96 ) ( ج ) سع ، غح ، مظ - گذشتند ( د ) ايضا - داشته‌اند ( ه ) ايضا - كرده‌اند ( 86 ) درباره شيخ خليل اتا ( رح ) در كتب معاصر هيچ تفصيلى تا حال معلوم نشد ، مولانا عبد الرحمن جامى ( رح ) نوشته است كه خواجه بهاء الدّين فرموده‌اند كه شبى در اوائل اين كار ( سلوك ) در خواب ديدم خليل اتا رحمة الله عليه را كه از كبار مشايخ ترك‌اند مرا بدرويشى سفارش مىنمايند ، چون بيدار شدم صورت آن درويش در خاطر من بود . . . . و من دائم طالب آن درويش مىبودم تا روزى در بازار بخارا به او ملاقات افتاد ، او را شناختم ، پرسيدم نام او خليل بود و در آن وقت با او مجالست و مكالمت ميسر نشد ، چون به منزل رسيدم شب رسيد ، قاصدى بيامد كه درويش خليل ترا مىطلبد و ايام تيرماه بود . . . به خدمت او رسيدم و حالات غريبه مشاهده كردم . بعد از مدتى او را بادشاهى مملكت ماوراءالنهر ميسر شد و در زمانه حكومت و سلطنت تا شش سال در خدمت او همىبودم . ( نفحات الانس طبع ) تهران ، سال طباعت ندارد ، ص 383 - 384 ) .