تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
باشد فكر در حقائق اشياء و توجه بجزئيات عين كفر است ، بيت : ( ع )
با خودى كفر بيخودى دين است
بلكه فكر در اسماء « الف » و صفات حق سبحانه هم نبايد كردن درين دم و اگر نيز برسد آن را نفى بايد كردن به اين طريقه‌ها كه گفته شد ، اگر كسى گويد كه درين صورت نفى حق لازم آيد جواب گويم كه حق را براى حق نفى مىتوان كردن چنانچه خواجه بزرگ قدس الله سره فرموده‌اند پس اگر فكر حق صرف باشد هرچند نفى كنى بايد كه زيادت شود زيراكه حق به نفى كسى منفى نشود و الّا زائل گردد و نيز مطلب روحانيت اين طائفه عاليه توجه به نيستى است كه سرحد وادى حيرت است و مقام تجلى انوار ذات است و در آن مقام وجود نمىماند و فكر در اسماء و صفات شك نيست كه اين « ب » مرتبه فروتر است و بايد كه در بازار و گفتگو و اكل و شرب و همه حالات آن حقيقت جامعه خود را نصب العين خود سازد و او را حاضر داند و بصور جزوى از حضرت جامعه خود غافل نشود بلكه همه اشياء را بوى قائم داند و سعى كند كه او را در همه مستحسنات و مستقبحات « ج » مشاهده نمايد تا بجاى رسد كه خود را در همه بيند و همه اشياء را آئينه جمال با كمال خود داند بلكه همه را اجزاى خود يابد ، ع
جزو درويش « د » است جمله نيك و بد
در حالت سخن گفتن نيز بايد كه ازين مشاهده غافل نشود بلكه گوشه چشم دل او بدان‌سو باشد و اگرچه ظاهر او بچيزهاى ديگر مشغول باشد چنانچه فرموده‌اند :
از درون شو آشنا و از برون بيگانه شو * اين‌چنين زيبا روش كم مىبود اندر جهان
و هرچند ( صمت ) بيشتر باشد اين نسبت قوىتر گردد و چون بمرتبه‌اى رسد كه تفرقه ميان دل و زبان تواند كردن و خلق او را حجاب از حق نشود و حق حجاب از خلق
هامش
( الف ) سع ، مظ : باسماء ( ب ) ازين ( ج ) سع ، مظ - مستحقبات ( د ) قياسا درويشى