تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
نگردد آن زمان تواند كه بصفت جذبه در ديگران تصرف كند و اجازت ارشاد و دعوت خلق به حق آن‌كس را باشد كه به اين مرتبه برسد و بايد كه خود را از غضب راندن « الف » نگاه دارد كه راندن غضب ظرف باطن را از نور معنى تهى و خالى مىسازد و اگر غضبى واقع شود يا قصورى دست دهد كه كدورتى قوى طارى شود و سررشته دلت گم گردد يا ضعيف شود غسل برآرد ، اگر قوت مزاج وفا كند به آب سرد كه بسيار صفا مىدهد و الا به آب گرم و جامعه پاك پوشد و در جاى خالى دو ركعت نماز بگذارد و چند نوبت به قوت نفس بركشد و خود تضرع كند و به كلى به او توجه نمايد و بداند كه اين حقيقت جامعه مظهر مجموع ذات و صفات حق است نه آنكه حق سبحانه در وى حلول كرده بلكه بمنزله صورت است در مرات . پس اين تضرع بحقيقت نزد حق سبحانه باشد ، همچنين در رشحات عين الحيات آورده است . « ب » مىفرمودند كه رعايت جانب اهل علم بايد كرد و حال خود را پوشيده بايد داشت و با هريك از اهل طريق به نسبت حال او سخن بايد گفت ، رعايت خاطر و احتراز از آزار اهل قلوب مىبايد كرد . به اين طائفه درونى شدن كار ( را ) دشوارتر مىگرداند ، كارهاى درونى ايشان باريكتر است ، مخالطت و دوستى كردن با ايشان وقتى مفيد است و سبب مزيد احوال است كه بواسطه آن مخالطت آداب صحبت ايشان را بيشتر شناسد و بيشتر رعايت كند و الا سبب مزيد خطر باشد ، ع
بىادب را بار نى باادب بودن خطاست
خطاى ادب ظهور هستى و خود را باادب ديدن است . پوشيده نماند كه بعضى از كلمات قدسيه حضرت خواجه علاء الدّين عطار قدس الله سره كه در مجالس صحبت مىفرموده‌اند خدمت محمد پارسا قدس الله سره در قيد كتابت آورده‌اند و بعضى از آن اينست كه برسم تبريك مىآرم . مىفرمودند كه مقصود از رياضت نفى تعلقات
هامش
( الف ) سع ، مظ : راند ( ب ) رشحات ج 1 ص 168 تا ص 171