جسمانيت است به كلى و توجه كلى بعالم ارواح و عالم حقيقت ، مقصود از سلوك آنست كه بنده به اختيار و كسب خود ازين تعلقات كه موانع راهاند بگذرد و هريك ازين تعلقات را بر خود عرض كند ، از هركدام كه گذرد علامت آن بود كه آن تعلق مانع نيست و غالب نيامده است و در هركدام كه بازايستد و خاطر به آن بسته بيند بداند كه آن مانع راه او شده است ، تدبير قطع آن كند . حضرت خواجه ما براى احتياط چون جامعه نو پوشيدندى در اول گفتندى كه اين آن فلان است و عاريتوار پوشيدندى و ديگر مىفرمودند كه چون طالب بامر مرشد و مدد او خود را خالى مىكند از هر مانعى كه از محبت مرشد بود و در دل طالب تمكن يافته باشد ، پس از آن قابل فيض الهى گردد و محل ورود احوال نامتناهى شود بحقيقت قصور در فيض الهى نيست ، قصور از جهت طالب است ، چون طالب رفع موانع كرد هرآيينه حالى طلوع كند بر او و بر واسطه روحانيت مرشد كه آن حال محل حيرت باشد و بههيچوجه ادراك وجود آن حقيقت نتواند كرد " رب زدنى تحيرا فيك " حكمت اختيار در آدميان بيشتر است ، چون موانع طبيعت اصل شدهاند به قوت اختيار و جهت بسيار دفع آن موانع مىبايد كرد ، فرشتگان اگرچه مجبور بر طاعتاند و معصوم از مخالفت قصدا و فعلا اما در خشيت و خوفاند ، اعتبار تمام اختيار را است در سعادت و شقاوت و ترقى و تنزل . وفات علاء الدّين عطار ( رح ) بعد از نماز خفتن شب چهارشنبه بيستم رجب سال هشتصد و دو هجرى و قبر ايشان در ده نوچغانيان است و وفات خواجه حسن عطار ( رح ) در شب دوشنبه عيد قربان است سال هشتصد و بيست و شش هجرى و قبر وى در ده نوچغانيان است .
[ خواجه بهاء الدّين نقشبند قدس سره ]
از خواجه بهاء الدّين نقشبند قدس الله سره : وجه تسميه نقشبند در رساله بهاويه كه در مقامات حضرت خواجه مىنويسد كه حضرت خواجه مىفرمودند كه من و پدر بصنعت كمخاببافى و نقشبندى مشغول مىبوديم و