پادشاهان ذى شوكت در ركاب تو بدوند باز بمرزا گفتند و سر سركشى اشتر ظاهر شد و استماع آن حكايت و مشاهده آن صورت سبب « الف » ازدياد يقين حاضران به حضرت خواجه بزرگ قدس الله سره . و حضرت خواجه محمد پارسا قدس الله سره نوشتهاند كه حضرت خواجه علاء الدّين عطار ، قدس الله سره در اول شعبان سنه خمس و تسعين و سبع مائة پيش از وفات به هفت سال از چغانيان متوجه به بخارا شدند به نيت زيارت حضرت خواجه بزرگ قدس الله سره و بعد از هژده روز رسيدند و در اوائل شوال مراجعت كردند ، شب عيد رمضان در بخارا بودند ، درويشى از درويشان آن شب در واقعه ديد كه بارگاهيست در نهايت بزرگى و حضرت خواجه علاء الدّين با حضرت خواجه بزرگ قدس الله سرهما در نزديكى « ب » آن بارگاهاند و معلوم شد كه آن بارگاه حضرت رسالتپناه است صلى اللّه عليه و آله و سلم ، حضرت خواجه بزرگ ( رح ) به آن بارگاه درآمدند بملاقات حضرت رسول الله صلى اللّه عليه و آله و سلم و بعد از فرصتى بيرون آمدند ، با ايشان نشست و بسطر « ج » تمام فرمودند كه مرا اين كرامت كردند ، هركه در صد فرسنگى قبر من باشد از هر طرفى ، من او را شفاعت كنم باذن الهى و عطار ( رح ) را در چهل فرسنگى مرقد او مرتبه شفاعت دادند و كمينه از محبان و متابعان را يك فرسنگى « د » مرقد او مرتبه شفاعت دادند . خدمت خواجه عبد الله امامى اصفهانى « ه » ( رح ) كه از اجله « و » اصحاب حضرت خواجه علاء الدّين عطاراند قدس الله سرهما بالتماس يكى از سادات بزرگ در طريقه خواجگان قدس سرهم رسالهاى مختصر بغايت مفيد نوشته است از آن نسبت كه رسم تبرك ايراد مىيابد .
رشحه : طريقه توجه طائفه علائيه و پرورش نسبت باطنى ايشان چنانست كه هرگاه كه خواهند بدان اشتغال نمايند اولا صورت آن شخص كه اين نسبت ازو يافته باشد در خيال درآورند تا آن زمان كه اثر حرارت و كيفيت معهوده ايشان پيدا شود ، بعد
هامش
( الف ) سع ، مظ - بسبب
( ب ) غح ، عر - نزديك
( ج ) بشاشت و بسط تمام فرمودند
( د ) غح ، عر - فرسنگ
( ه ) اصفهانى در فارسى جديد
( و ) غح ، عر - جمله