كه تو در خراسان بودى « الف » و مردم مىگويند كه خدمت شيخ زين الدّين الخوافى « ب » ( رح ) خوابهاى مريدان را تعبير مىكنند و از آن اعتبار بسيار مىگيرند ، گفتم آرى ، واقع است . خدمت مولانا دست مبارك در ميان محاسن داشتند . بعد ازين سخنان ايشان را غيبت دست داد و داب « ج » ايشان آن مىبود كه زمان زمان از خود غائب مىشدند ، در آن غيبت سر مبارك ايشان پيش سينه افتاد چنانچه دوسه تار موى سفيد در فرجهاى انگشتان مبارك ايشان بماند بعد از ساعتى سر برآوردند و اين بيت خواندند :
چون غلام آفتابم همه ز آفتاب گويم * نه شبم نه شبپرستم كه حديث خواب گويم
ولادت ايشان در غزنين است و قبر ايشان در هلغتو است كه يكى از دههاى حصار است .
[ خواجه علاء الدّين عطار قدس سره ]
از خواجه علاء الدّين عطار قدس الله سره : نام ايشان محمد بن محمد البخارى « د » است ، اصل ايشان از خوارزم و از كبار مريدان و خلفاء خواجه بزرگاند و در ايام حيات خود تربيت بسيارى از مريدان خواجه كه با ايشان مىبودند مىكردند . وى مىفرمودند كه علاء الدّين بار را بر من سبك كرده است و در مقامات مذكور است كه حضرت خواجه بزرگ در بادى حال خدمت علاء الدّين ( رح ) را در مجالس نزديك خود مىنشاندند و زمان زمان متوجه ايشان مىشدند . بعضى ( از ) محرمان حضرت خواجه را ازين معنى سؤال ، كردند ، فرمودند " او را نزديك خود مى نشانم تا گرگ او را نخورد ، گرگ نفس او در كمين است ، هر لحظه از حال وى تفحصى مىنمايم " . خدمت خواجه علاء الدّين ( رح ) فرمودهاند كه در اوائل ملازمت حضرت خواجه قدس سره شيخ محمد در آهنين « ه » از من سؤال كرد كه دل بنزديك تو بچه كيفيت
هامش
( الف ) بودهاى ( رشحات ج 1 ص 120 )
( ب ) مولانا يعقوب ( رح ) با شيخ زين الدّين الخوافى ( رح ) در مصر هم سبق بودهاند و پيش مولانا شهاب الدّين سيرامى ( رح ) تلمذ مىكردهاند رشحات ج 1 ص 120
( ج ) غح ، عر ، آداب - ( داب بمعنى عادت درست است )
( د ) سع ، مظ - البخوارى
( ه ) غح ، عر - هندى - ( آهنين درس است ، كذا فى رشحات ج 1 ص 142 )