تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩

ذكر خدمت و شفقت حضرت ايشان نسبت كافهء انام از خواص و عوام

حضرت ايشان از ابتداء حال تا انتها مراتب كمال بر خدمت و شفقت آشنا و بيگانه دوست و دشمن حريص و مولع بودند و در مجالس و محافل بر همه‌كس در خدمت سبقت مىنمودند - مىفرمودند وقتى كه در سمرقند در مدرسهء مولانا قطب الدّين صدر مىبودم دوسه بيمار را كه مرض حصبه داشتند تعهد و بيماردارى مىكردم ، بسبب مرض بىشعور بودند جامه و بستر ايشان شسته مىشد ، من آنها را مىشستم و دفع و رفع اذى « الف » از ايشان مىكردم و اين واقعه زود مىشد و مرا بواسطه بيماردارى و لوازم آن حصبه شد ، در شب « ب » كه تپ محرق داشتم سه چهار سبوى آب آوردم و جامهاى و بسترهاى بيماران شستم " - مىفرمودند " وقتى كه در هرى بودم سحرها بحمام پيرهرى « ج » مىرفتم و مردم را خادمى كردم - گاه بودى كه پانزده شانزده كس را خدمت كردمى و درين خدمت امتياز نمىكردم ميان نيك و بد و سفيد و سياه و آزاد و بنده و بعد از خدمت مردم مىگريختم تا كس را دغدغهء اجرت نشود و اگر شود مرا نيابد " - مىفرمودند كه در طريقهء خواجگان قدس اللّه ارواحهم همت و خاطر مصروف آن مىباشد كه مقتضى وقت چيست ؟ ذكر و مراقبه است يا خدمت ، مراقبه وقتى است كه در آن وقت خدمت نباشد كه از آن راحت به مسلمانى رسد ، خدمت كه قبول دلى « د » است از ذكر و مراقبه مقدم است - بعضى گمان برده‌اند كه اشتغال به نوافل و عبادت از خدمت اولى شمرده ، خدمت تمكن محبت در دلها است " جلبت القلوب على حب من اجلس اليها " مبيّن است ، هرگز ثمرات نوافل باثر و ثمر و نتيجه كه محبت مؤمنين است برابر نخواهد بود - مىفرمودند كه خواجه بهاء الدّين و
هامش
( الف ) سع ، مظ - ازى ( ب ) شبى ( ج ) پيرهرى ( رشحات ج 2 ص 407 ) ( د ) قياسا قبول دلى
مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 139 | شيخ محمد شعيب