مدت دو سال در ماوراءالنهر ( در تلاش ) پيران اكابر اين خانواده مىگشتند « الف » و در بيست و چهارسالگى متوجه شهر هرات شدند و پنج سال در هرات با مشايخ وقت صحبت داشتند و در بيست و نهسالگى به وطن مالوف بازگشتهاند و آنجا بنياد زراعت كرده و با كسى شريك شده و باتفاق وى يك زوج از عوامل روان كرده و بعد از آن حق سبحانه در زراعت ايشان بركت بسيار ظاهر گردانيد - پوشيده نماند كه مال و متاع و ضياع و عقار و گله و رمه و مواشى و اسباب و املاك حضرت ايشان از حد و اندازه افزون بوده و از حيطهء حساب و دائرهء شمار بيرون بود - صاحب رشحات مىگويد " شنودم كه مزرعهاى آن حضرت از هزار و سيصد درگذشته است و در آن اوقات مشاهده افتاد كه چندين مزرعها ديگر خريده شد و حضرت مخدومى مولانا عبد الرّحمن جامى قدس اللّه سره در كتاب يوسف و زليخا به اين معنى در ثناى مناقب « ب » حضرت ايشان اشارت كردهاند ، آنجا كه فرمودهاند ، بيت :
هزارش مزرعه در زير كشت است * كه زاد رفتن « ج » راه بهشت است
هامش
( الف ) ايضا - كردهاند
( ب ) سع ، مظ - منقب
( ج ) سع ، مظ - زادهء رفتنى