تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
ولايت مىبرد ، آن را بوجهى اظهار كردند كه خاطر فقير بجانب حضرت ايشان قوى منجذب شد و در اثناى سخن فرمودند " اگر مقصود شما تحصيل علوم باشد ميسر است " - در آن وقت محقق شد كه از مخفيات اين فقير هيچ‌چيز نيست الّا كه حضرت بر مجموع آن مطلع‌اند و با وجود علم به اين معنى ميل سفر كم نشد كه قوى بسير هرات مائل بودم ، قصد قرشى « الف » كردم منع فرمودند و گفتند جانب بخارا عزيمت كن و صباح كه آمدم تا اجازت خواهم كسى گفت به كتاب مشغول‌اند ، توقف كردم ، لحظه اى گذشت ، ديدم كه حضرت ايشان از آن موضع كه نشسته بودند برخاستند و متوجه اينجانب شدند و فرمودند " راست گوى بدرويشى به هرات روى يا براى تحصيل علم " فقير از غايت دهشت خاموش بودم ، نعمت اللّه گفت " درويشىهايش غالب است ، تحصيل را در او پوش « ب » ساخته است - " تبسّم كردند و فرمودند " اگر چنين باشد نيك است و دست فقير گرفته متوجه پايان باغ شدند و آن‌قدر رفتند كه از مردم دور تر شدند ، ايستادند به مجرد آنكه دست مبارك ايشان بدست فقير رسيد ، از خود غائب شدم و زمان درين غيبت گذشت ، چون حاضر شدم بسخن مشغول شدند و فرمودند شايد كه خط ما را نتوانى خواند و از جيب مبارك خط بيرون آورد ، خواندند و درهم پيچيدند و به فقير دادند و فرمودند كه كتابت مرا نيك نگاه‌دارى و آن كتابت اينست " حقيقت عبادت خضوع و خشوع و شكستگى و نياز است كه از شهود حق سبحانه بر دلى ظاهر شود ، اين‌چنين سعادت موقوف بر محبت است و ظهور محبت موقوف بر متابعت سيد الاولين و الآخرين عليه من الصّلوات اتمّها « ج » و من التّحيات اكملها و متابعت موقوف بر دانستن طريق متابعت - بس بضرورت ملازمت علماء كه وارثان علوم دينىاند براى اين غرض مىبايد كرد و از ملازمت علماء كه علم را وسيلهء معاش دنيوى و سبب حصول جاه گردانيده‌اند دور بايد بود و از صحبت درويشان كه رقص و سماع كنند و هرچه باشد بىتحاشا گيرند و خورند پرهيز بايد كرد و از
هامش
( الف ) غح ، عر ، مظ - قريشى ( ب ) تحصيل را روپوش ساخته است ( كذا فى رشحات عين الحيات ج 2 ص 627 ) ( ج ) سع ، مظ - اينمه
مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 130 | شيخ محمد شعيب