تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
بود گفت " اين را خداى تعالى به تو ارزانى داشته‌اند به حكم التّوفيق شىء عظيم لا يعطى الّا لعبد العزيز خود را زود بصحبت مرشد كامل صاحب تصرّف رسان كه در تربيت تو اشتغال نمايد " - همان عزيز گفت كه در ولايت شاش مرشدى است به علوم ظاهر و باطن آراسته از اصحاب خواجه عبيد اللّه احرار ( رح ) نام وى محمّد قاضى ( رح ) است قدس اللّه سره ، تداوى ترا وى خواهد كرد - فى الحال بملازمت ايشان شتافتم - وقتى كه ملازمت او كردم دانستم كه صاحب كمال‌اند ، دست در دامن ايشان زدم و بيعت كردم - حافظ حسين مىگويد كه يك‌بار در مسجد مغاك در مقابلهء مولانا خواجگى نشسته بودم و ايشان در مراقبه بودند ، ناگاه سر از مراقبه برداشتند بر ناصيهء مبارك ايشان خط سياهى ديدم ، از آن پرسيدم ، فرمودند كه آن خط رقم نيستى است هرگاه كه مرتبهء فنا را اين طائفه طى مىكند و بفناى اتم « الف » مىرسد بر ناصيهء ايشان خط سياه مىكشند ، بيت :
ما ترك سر گرفتيم تا دردسر نباشد * بالاتر از سياهى رنگ دگر نباشد
وفات ايشان در سال هزار و دوازده هجرى بود و مدت عمر شريف ايشان چهل سال بود و قبر ايشان در دهلى است .

از حضرت محمد قاضى قدس الله سره :

و ايشان كتابى تصنيف كرده‌اند كه مسمى به سلسلة العارفين و تذكرة الصّديقين ، « ب » در آن نوشته‌اند كه ابتداء ملازمت من ايشان را آن بود كه با طالب علم كرمانى نعمت اللّه نام از سمرقند بعزيمت هرات بيرون آمده بودم ، چون به ده شادمان رسيدم به واسطهء گرماى هوا توقف كردم ، وقت نماز ديگر بود كه حضرت ايشان رسيدند ، بملازمت وى رفتم ، ايشان پرسيدند كه از كجاى ؟ گفتم از سمرقند ، بعد از آن بحكايت مشغول شدند و آنچه در خاطر بود اظهار فرمودند ، از آن جمله سخنى بود كه فقير را سرگشته ساخته از اين
هامش
( الف ) غح ، عر - هستى ( ب ) اين كتاب مشتمل بر اوصاف و اخلاق حميدهء و فضائل شيخ عبيد اللّه احرار رحمة اللّه عليه است - ( اذ كار ابرار ص 176 )