تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
ورق سراى ( رح ) روم ، چون بدر گنبد مزار آمدم « الف » پيش از آنكه قدم در گنبد نهم كيفيتى غريب واقع شد كه بيفتادم و دردى عظيم در درون خود احساس كردم كه مرا حلقه ساخت نزديك به آن رسيدم كه روح از بدن من مفارقت كند ، در خاطرم افتاد كه از صحبت حضرت ايشان بيرون آمدى و بىاجازت ايشان به زيارت مزار متوجه شدى نيك نبود فى الحال استغفار كردم و قدم در گنبد ننهاده برگشتم - چون پيش حضرت ايشان نشستم در نفس اول فرمودند نشنيده‌اى كه اكابر گفته‌اند گريهء زنده به از شير مرده " مشاهدهء اين حال موجب زيادتى يقين فقير شد - به حضرت ايشان بعضى از اصحاب مىفرمودند كه حضرت ايشان وقتى كه محتضر بودند و جمعى از اولاد و احفاد « ب » و خواص اصحاب در ده كمانگران « ج » بر سر بالين حضرت ايشان حاضر بودند درين محل فرمودند كه هركس از مردم ما چيزى اختيار كند از فقر و غنا و نخست متوجه مولانا محمّد شدند كه اول اختيار كن - حضرت مولانا گفتند " من آن اختيار كردم كه مختار حضرت شما است " حضرت ايشان فرمودند كه مختار ما فقر است - بعد از آن بيكى از سركارداران اشارت كردند كه چهار هزار شاهرخى « 84 » بمولانا محمّد بده كه وى فقر اختيار كرد تا آن را مايهء سازد از براى فراغت فقراء كه در گرد وى خواهند بود و خدمت مولانا بنا بر امتثال امر آن وجه را قبول كردند و سرمايهء معيشت خود و اصحاب ساختند و در سلسلة العارفين نيز نوشته‌اند كه در تاريخ سنه خمس و ثمانين و ثمانمائه بود كه بملازمت حضرت ايشان رسيده شد و مدت قريب به دوازده سال در ملازمت آن حضرت بود و الحمد للّه على ذلك .
هامش
( الف ) سع ، غح ، مظ ( آمدم ) ندارد ( ب ) سع ، مظ - اصفاد ( ج ) كمانگرون ( اذكار ابرار ص 176 ) ( 84 ) شاهرخى : سكهء رائج الوقت كه شاهرخ پسر بزرگ امير تيمور بنام خويش مىزد - شاهرخ در سال 779 ه متولد شد و در بيست‌سالگى حكمران بالاستقلال خراسان گشت و بالاخره در سال 810 ه بجاى پدر به تخت سلطنت نشست و در سالهاى مختلف مازندران ( 809 ه ) ما وراء النّهر " ( 811 ه ) ، فارس ( 817 ه ) ، و آذربايجان ( 823 ه ) را در قبضهء تصرف خود گرفت - شاهرخ از سال 810 تا سال 850 ه كه سال فوت اوست ، مدت چهل سال بر قسمت اعظم امپراطورى وسيع امير تيمور با قدرت و شوكت توام با عدالت و مردم‌دارى سلطنت كرد - و دانشمندان و اديبان را گرامى مىداشت و ارباب صنعت را مورد توجه قرار مىداد و در دوران سلطنت خويش در جيران خرابيهاى پدر كوشش كرد - ( رجوع كنيد به فرهنگ فارسى مؤلفه دكتر محمّد معين ، طبع تهران 1345 ه ج 5 )