اللّه ، باز مرا فرمود كه چشمان بپوش و بگو ، بگفتم ، حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و آله و سلم ( ؟ ) فرمود دريافتى - مرتضى على رضى اللّه عنه به همان روش هرچه از ذكر و فكر بوده تعليم كرد تا اين زمانهء صوفيان روان است و امام حسن بصرى ( رح ) را صد كس مريد بودند همه بمانند او گشتند و يكى از ايشان و اصل نام بن « الف » حارث بلغزيد و قصهء او در آخر بيان خواهد شد و دو كس را اجازت داد يكى عبد الواحد بن زيد ( رح ) و ديگر حبيب عجمى ( رح ) پنج خانواده « 81 » از عبد الواحد ( رح ) بن زيد پيدا شد ، اول زيديه ، دويم فضيليه كه تعلق به فيضل بن عياض ( رح ) دارد ، سيم ادهميه كه تعلق « ب » به براهيم بن ادهم ( رح ) دارد ، چهارم هبيديه كه به هبيده بصرى ( رح ) دارد ، پنجم چشتيه كه بخواجه ممشاد ( رح ) دارد و ، نه خانواده از حبيب عجمى ( رح ) ايجاد شد ، اول عجميه ، دويم داوديه كه به داود طاى ( رح ) دارد ، سيم كرخيه كه بمعروف كرخى ( رح ) دارد ، چهارم سقطيه كه به سرى سقطى ( رح ) دارد ، پنجم فردوسيه كه به جنيد بغدادى ( رح ) دارد ، ششم عباسيه كه به عثمان ( رح ) دارد ، هفتم سهرورديه كه به شيخ نجيب سهروردى ( رح ) دارد ، هشتم كبريه كه به نجم الدّين كبرى ( رح ) دارد ، نهم ستاريه كه به عبد اللّه ستارى ( رح ) دارد - و قصهء و اصل بن « ج » حارث اينست ، روزى چند به خدمت امام حاضر نشد و امام كسى را فرستاد تا او را دعوت كند - چون آنكس رفت سلام داد ، او جواب نگفت ، گفت كه ترا امام مىخواهد ، گفت " به خدمت امام به هر دو چشم مىرفتم امّا بطفيل امام به خدا رسيدم و الحال
هامش
( الف ) و اصل بن عطا ( رجوع كنيد به الملل و النّحل - تاريخ معتزله مترجمه رئيس احمد جعفرى طبع كراچى 1969 م - تمدن هند پر اسلامى اثرات مترجمه محمد مسعود احمد طبع لاهور 1964 م .
( ب ) سع ، غح مظ - ( تعلق ) ندارد
( ج ) و اصل بن عطا ( ر ك به ح 1 )
( 81 ) مولوى عبد السّتار بيگ رقمطراز است كه خانوادههاى كه از حبيب عجمى ( رح ) ايجاد شد مندرجه ذيل بود خانواده حبيبيه از حبيب عجمى ، ( رح ) طيفوريه از طيفور بايزيد بسطامى ( رح ) كرخيه از اسد الدّين معروف كرخى ، ( رح ) سقطيه از خواجه ابو الحسن سرى سقطى ، ( رح ) جنيديه از سيد ابو القاسم جنيد بغدادى ( رح ) گاذرونيه از خواجه ابو اسحاق گاذرونى ( رح ) ، طرطوسيه از خواجه ابو الفرح طرطوسى ( رح ) فردوسيه از شيخ نجم الدّين فردوسى ، ( رح ) سهرورديه از شيخ شهاب الدّين سهروردى ( رح ) ( مسالك السالكين ج 1 ص 5 تا 7 )