است تو مرا صيد نتوانى كرد " سلطان متغير گشت و از جامهاى كه داشتند بيرون آمد و ترك سلطنت نموده دست در طريقت زدند و به مكه معظمه با امام اعظم و سفيان ثورى و ابو يوسف عنوان ( رحمهم اللّه ) صحبت داشته و كسب علوم از حضرت امام اعظم رضى اللّه ( عنه ) نمودند و حضرت امام ايشان را سيّد نامى فرمايند و سيد الطّائفه قدس سره فرمودند كه ابراهيم كليد علماى اين طائفه است و صحبت دار حضرت « الف » عليه السّلام بودند و خرقهء ارادت از فضيل ابن عياض ( رح ) پوشيدند و در همه عمر از كسب خود قوت نمود و وفات ايشان در شانزدهم جمادى الاولى سال يكصد و « ب » شصت و دو هجرى بود و قبر ايشان در شام است و بروايتى در بغداد است و قول اول « ج » اصح است .
از فضيل ابن عياض رحمة الله عليه :
كنيت ايشان ابو على است و باصل از كوفه و بعضى گفتهاند از خراسان از ناحيهء مرو و بعضى گفتهاند تولد ايشان در سمرقند و نشو و نما در آنجا بود و نيز گفتهاند كه بخارى الاصل بود و شاگرد امام اعظم بود رحمة اللّه عليه و با ابراهيم بن ادهم و بشر حافى و سفيان ثورى و داود طاى ( رحمهم اللّه تعالى ) معاصر بود - وفات ايشان در ماه محرم « د » بود سال يكصد و هشتاد و هفت هجرى بود و قبر ايشان در مكه معظمه است .
از خواجه عبد الواحد بن زيد قدس الله سره :
اصل ايشان از بصره بود و مريد حسن بصرى ( رح ) و شاگرد امام اعظماند رحمة اللّه عليه و وفات ايشان در بيست و هفتم صفر در سال يكصد و هفتاد هجرى بود .
از حسن بصرى رحمة الله عليه :
كنيت ايشان ابو سعيد است . ايشان گوهرفروش بود ازينجهت ايشان را حسن لؤلؤ نيز مىگفتند در سال « ه » از كنار
هامش
( الف ) قياسا خضر عليه السلام
( ب ) سع - دوصد ، ولى يكصد درست است ( رجوع كنيد به تاريخ مشايخ چشت ص 145 و رسالهء ( قشيريه ص 21 )
( ج ) رسالهء قشريه ص 8
( د ) رسالهء قشيريه ص 9 ولى در تاريخ مشايخ چشت ص 136 سيم ربيع الاول نوشته است .
( ه ) سالى