تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
و آله و سلم بداشت تا هر علامتى كه مىپرسيدند آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم معاينه و خبر مىكرد و خبر قافله هم داد و فرمود كه روز چهارشنبه مىرسد - چون آن روز آمد آفتاب نزديك غروب شد ، حق تعالى آفتاب را منع كرد از غروب تا قافله به آن وصف كه خبر فرموده بود رسيد .

در ذكر هجرت آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم

و هجرت آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم با صديق اكبر رضى اللّه عنه در شب بيست و هفتم صفر يا ربيع الاول يا غيره سال سيزدهم يا چهاردهم از بعث و اكثر اهل سير برآنند كه بيرون رفتن ايشان از مكه روز دوشنبه بود و بعضى برآنند كه پنجشنبه بود ، وجه جمع آنست كه گويند كه خروج از خانهء ابو بكر رضى اللّه عنه پنجشنبه و خروج از غار و توجه نمودن بمدينه دوشنبه يا عكس بوده - و اللّه اعلم . نقل است كه ابو بكر صديق رضى اللّه عنه در آن ايام خوابى ديد مضمون آنكه ماه از آسمان فرود آمد و به بطحاى مكه نازل شد و به شهر مكه درآمد و صحراى ام‌ّالقرى از نور و ضياى آن منوّر گشت و آن ماه باز به طرف آسمان ميل نمود و بعد از آن در مدينه منزل ساخت و زمين يثرب را بشعاع نور خويش روشن گردانيد و بسيارى از ستاره‌هاى آسمان بموافقت آن ماه حركت كرد و آنگاه آن انجمن سپاه با چندين هزار ستاره در رفتند و بحرم مكه فرود آمدند و زمين مدينه « الف » همچنان روشن بود مگر سه صد و شصت خانه و بروايتى چهارصد خانه - چون آن ماه تمام به بلدهء « ب » حرام رسيد باز اطراف حرم منور گشت و بعد آن ماه بر سمت مدينه روان شد تا به منزل عائشه رضى اللّه عنها درآمد ، پس زمين بشكافت و آن ماه در آنجا ناپديد گشت - ابو بكر
هامش
( الف ) مكه ( كذا فى معارج النبوه ركن 3 ص 3 ) ( ب ) سع ، غح ، مظ - ( به ) ندارد
مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 77 | شيخ محمد شعيب