تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
بخاطر فقير آمد آنست كه آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم را خوف نبود الّا مثل خوف موسى عليه الصّلاة و السّلام امّا اين خوف را بنوعى ادا كرد كه خديجه ( رض ) را مظنهء آن باشد كه نه آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم از جنّ و جنون مىترسد و درين ادا و رفتن همراه وى به ورق استدراج ارشاد بود و خديجه ( رض ) را استجلاب بطريق ابلاغ و دعوت وى بر مقتضاى حكمت كه اگر مصرح مىگفت كه پيغمبر شدم و آمدم ( كه ) دين پدران شما را باطل كنم مظنه آن بود كه خديجه ( رض ) را غيرت دين دامنگير شود و قبول نه كند و آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم بر ايمان خديجه ( رض ) حرص و اهتمام داشت چه وى مادر فرزندان آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم بود و انواع حقوق خدمت از جانى و مالى و بدنى داشت - پس صورت حال بنوعى ادا كرد كه خديجه ( رض ) را احتمال پيدا شد كه ملك نبوت باشد و شايد جنّ و تشويش بود چون خديجه ( رض ) از راهبات كثير مشاهده كرده بود و از ميسره شنيده بود و در آن زمان خبر ظهور نبى صلى اللّه عليه و آله و سلم آخر زمان شائع بود احتمال نبوت راجح دانست و طمع كرد كه آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم پيغمبر شود و خود ربّيهء اهل بيت و افضل و اكمل نساى عالم گردد و از بهر تقويت اين احتمال پيش ورق برد ، چون ورق گواهى داد طمع صادق گشت و ايمان آورد . فائده : پرسيدن آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم از ورق كه البتّه قوم من مرا اخراج كنند همين بود كه ورق بار ديگر گواهى نبوت بدهد و خديجه ( رض ) ( را ) تيقن بر يقين بيفزايد .

در ذكر معجزات آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم

و جمعى نقل كرده كه از آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم سه‌هزار معجزه بظهور آمده بود و آن‌قدر معجزات كه از آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم ظاهر شده از هيچ پيغمبر روى نه نموده .