محمّد فى الاولين و الآخرين و فى الملأ الأعلى الى يوم الدّين - واقعات ايام ارضاع در كتب متداول متقدمان و مصنفات متأخران مستوفى مبين گشته درين نسخه به اين مقدار اكتفا شد - و اللّه الهادى للصّواب .
در ذكر فطام آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم
حليمه ( رض ) گويد كه در مدت ارضاع آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم در كنف « الف » خبث « ب » رخا « ج » و بركت و جمعيت و نوا مىگذرانيدم ، چون باوان دوسالگى رسيد در قد و قامت و قوت و جسامت با كودكان چهارساله برابرى مىكرد ، او را از شير باز كرده با شوهر همراه به خدمت مادرش آمنه ( ر ) برديم و بسپارم « د » فاما از بسيارى خير و بركت كه در ايام مصاحبت آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم لاحق شده بود دل از صحبت و ديده از رويت او برنمىتوانستم گرفت و داشت و رقم « ه » محرومى « و » از سعادت وصال او را بر لوح دل نمىتوانستم نگاشت بيت :
دامن دولت جاويد ( و ) گريبان اميد * حيف باشد كه بگيرند و دگر بگذارند
حاصل آنكه چون بمادرش رسانيدم و ذكر خير و بركت او با مادرش تقرير كردم ، مادرش گفت اين فرزند مرا نشانى عظيم است تا گفتم سوگند به خدا كه ما كودكى ازين بابركتتر مشاهده نكرديم و بهانه انگيخته بآمنه ( رض ) گفتم كه ما از حرارت مكه و استيلاى و باى او ايمن نيستيم ، نباشد تفرقه « ز » الجاى اين فرزند راه يابد ، مصلحت چنان بينم اگر رخصت فرماى باز اين فرزند ارجمند را بقبيلهء خود بريم تا چند « ك » وقت ديگر آنجا باشد - القصّه با مبالغت تمام باز او را تسليم ما كرده بجانب
هامش
( الف ) كنف بمعنى پناه
( ب ) خصب ، بمعنى آسايش .
( ج ) رخا بمعنى آسانى ، نرمى .
( د ) بسپرديم .
( ه ) عر - اوراق .
( و ) سع ، مظ - محروم
( ز ) قياسا به حال
( ك ) سع ، غح . ( چند ) ندارد