تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
سؤالى دارم يا رسول اللّه ! آن روز كه ترا حليمه ( رض ) برداشته بود و تو چهل روز بودى ديدم كه با ماه خطاب مىكردى و ماه با تو سخن مىگفت امّا به لغتى كه من فهم آن نمىكردم " گفت " اى عم ! دست مرا محكم بسته بود از الم آن مىخواستم كه بگريم ماه مرا گفت كه اگر گريه كنى و يك قطره از اشك تو بر زمين چكد همه سبزها بر زمين فرورود " - عباس ( رض ) از تعجب دست برهم زد ، فرمود " اى عم ! ازين زيادت نيز بگويم " گفت بگو يا نبى اللّه ، فرمود " بعد از آن دست چپ مرا محكم بربست ، خواستم بگريم ، باز ماه مرا گفت مگرى يا حبيب اللّه كه اگر يك قطره تو بر زمين افتد ديگر گياه نرويد تا بروز قيامت ، پس خاموش شدم از جهت شفقت بر امت خود " - عباس ( رض ) باز از غايت تعجب ازين سخن دست برهم زد و گفت " اى فرزند ! تو اين‌ها چگونه دانستى و حال آنكه چهل روزه بودى ؟ " فرمود " يا عم ! سوگند به آن‌كس كه نفس من بيد قدرت او است كه من آواز قلم را مىشنيدم كه بر لوح محفوظ مىرفت و من در ظلمت « الف » رحم بودم و بازگفت سوگند به حق آن خداى كه نفس من بيد قدرت اوست كه سجود آفتاب و مهتاب را مىشنودم كه نزديك عرش خداى تعالى را سجود مىكردند و حال آنكه من در ظلمت مشيمه بودم و ديگر اى عم ! حق تعالى صد و بيست و چهار هزار پيغمبران خلق فرمود و هيچ‌كدام ازيشان ندانستند كه پيغمبراند مگر بعد از آنكه چهل سال به عمر ايشان گذشت مگر عيسى عليه السّلام كه متولد شد و گفت
" إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا "
« ب » و ديگر آنكه برادرزادهء تو كه من باشم و باز گفت اى عم ! دوشنبه بود كه متولد شدم و همان شب هفت كوه حق تعالى در آسمان خلق كرد و آن كوه‌ها را از ملائك مملو ساخت به حدّى كه شمار آن را جز اللّه تعالى كس نداند و آن فرشتگان به تسبيح و تقديس حضرت او مشغول‌اند تا به قيامت و تمامى ثواب تسبيح و تقديس ايشان را حق تعالى به بندهء خود كرامت فرمايد كه چون ذكر مرا پيش او كند او بر من صلوات فرستد بطوع و رغبت اللّهم صلّ على
هامش
( الف ) غح ، عر - ظلمات . ( ب ) مريم 30 .
مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 51 | شيخ محمد شعيب