بخواند در هر ركعتى بعد از فاتحه و الضّحى سه بار أ لم نشرح هفتبار و اخلاص يازده بار و بعد از سلام سيصدوشصتبار بگويد اللّهم صلّ على محمّد و على آل محمد و بارك و سلّم ، مغفور گردد و شفاعت در حق وى واجب گردد و با خود او را در بهشت برم انشاءالله تعالى - هكذا فى جواهر . « الف »
بشنو كه درويشان درين باب فرمايند كه ابو لهب كافر معاند متمرّد بود ، از براى تهنيت ولادت آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم بنده آزاد مىكند با وجود كفر و ضلالت تخفيف در عذاب مىبيند ، بندهء مؤمن كه هر روز از سر صدق و صفا و مدح و ثنا و بر درود مصطفى ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) كمر مىبندد و بغلامى اين خواجه مفتخر مىباشد ، اگر فردا از عذاب دوزخ آزاد گردد و بوصول مرادات مىرسد چه عجب ، و در زينة المريدين آورده است كه مريدان و معتقدان واثق را بايد كه بارواح پيران خود در روز رحلت ايشان طعام فقرا عام برحسبت قدرت اكرام كنند تا ببركت ايشان فتوحات و پيشگشى « ب » نعمت دارين مزيد گردد و عمر و مال ايشان بيفزايد و بمراد خود رسند و محتاج به هيچ مخلوقى نشوند و عاقبت ايشان به بركت نظر پاك پيران بخير شود كه به تجربه چنين معاينه شده است و توفيق نيابد بر عرس پير مگر مريدى صاحبدولت و نعمت و شرط عرس آنست كه هم در آن ساعت لطيف كه بزرگوار رحلت كرده است طعام كند و اگرنه هم در آن روز تا سه روز بعد هروقت كه خواهد و بايد كه داخل اخلاص شريف شود و خارج از شائبهء تكلّف اگرچه اندك باشد و لهذا حضرت بندگى مخدوم « ج » جهانيان قدس اللّه روحه و اوصل الينا فتوحه گاه بودى بسيار موجود ، فرمودى كه تا مقدار « د » چهارصد تنگه قرص و حلوا خرج كردى و گاه بودى قدرى قند كه چهار درم بهاى آن بود ، بفرمودند كه بفرستيد و يا خرما از آرد و شكر مىباشد بخريدى با صحابى كه حاضر بودند قسمت شدي و بايد
هامش
( الف ) سع - جواهر الجواهر .
( ب ) سع - ( پيشكشى ) ندارد .
( ج ) غح - مخدومى .
( د ) سع ، غخ ، مظ ، مقدور