يزدجرد « الف » بن شهريار بود كه در زمان خلافت ذى النّورين ( رض ) بعدم « ب » شتافت و بعد از آنكه سعد بن ابى وقاص رضى اللّه عنه مملكت « ج » وى فتح فرمود و وى از لشكر اسلام بگريخت و مركب توجه بجانب خراسان انگيخت و بدست آسيابانى در مرو كشته شد در سال سى و يكم از هجرت و بعد از آن هيچ متنفس از آن قوم باقى نماند :
كجا آن فريدون ( و ) ضحاك ( و ) جم * شهان « د » عرب ، خسروان عجم
همه خاك دارند بالين ز خشت * خوش آنكس كه جز تخم نيكى نكشت
در ذكر ارضاع آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم و واقعاتى كه در حين ارضاع يا پيش از آن بظهور رسيده است
واقعهء اول : - مجاهد گفت كه پرسيدم از ابن عباس رضى اللّه عنه كه طير و جنّ و سحاب و غيره در ارضاع محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلم منازعت كردند مگر انس ، گفت سبب آن بود كه چون آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم متولد شد منادى از آسمان ندا كرد كه اى معشر « ه » الخلائق ! محمّد بن عبد اللّه ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) بعنايت الهى پرتوى بر « و » جهان انداخت و آن نور عرش فرش غبرا را منور ساخت ، خوشا پستانى كه او را ارضاع كند و حبّذا بدنى كه او را بردارد و مبارك مقامى كه مسكن او گردد - لاجرم منازعت خلائق در ارضاع آن برگزيدهء خلائق بدين واسطه بود - خطاب آمد كه از نزاع باز ايستيد كه حق تعالى مرضعهء او از جن « ز » و انس مقرر ساخت و اين خلعت بر قد ايشان پرداخت .
واقعهء ثانى : - ارضاع ثوبيه است ( رض ) مر آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم
هامش
( الف ) مظ : يزدجر
( ب ) سع ، مظ - بعالم
( ج ) سع ، مظ - مكنت
( د ) عر - شاهان
( ه ) شع - معاشر خلائق
( و ) سع ، غح ، مظ - ( بر ) ندارد
( ز ) قياسا از جنس انس درست باشد