تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
گلشن‌سراى قرآنى به قرائت و تلاوت فرقان آناء اللّيل و النّهار مداومت نمايند و علم « الف » بعثت صاحب عصا يعنى محمّد مصطفى صلى اللّه عليه و آله و سلم به رءوس اشهاد و هامهء عامهء عباد برافرازند و مغنيان عالم شهود سرود درود آن پيغمبر عاقبت محمود در چمن فلك و انجمن ملك بنواى عشق و محبت بنوازند ، بابل مقام فارسيان و شام آرامگاه سطيح نماند يعنى سلطنت و حكومت عجم از ملك بابل انقطاع يابد « ب » و سطيح جهان گذران را وداع نموده بجانب دارا القرار شتابد و بعدد كنگره‌هاى كه از ايوان نوشيروان ساقط شده از مردان و زنان ساسانيان حكومت كنند ، آنگاه نطاق دولت از ميان سلطنت بگشايند ، بعد از آن هرچه آمدنى باشد در عرصهء جهان پديد آيد ، بعد از آن هيچ آفريدهء از فوج ساسانيان نماند - اين حكايت بگفت و فى الحال بيفتاد و بمرد و رخت ازين دار فانى بيرون برد « ج » . عبد المسيح اجوبهء سطيح را ضبط كرده ببارگاه كسرى مراجعت نمود و آنچه شنيده بود بعرض رسانيد - ملك گفت تا چهارده نفر از قوم ما حكومت كنند و ابتداء باختتام انجامد ، مدتهاى مديد و عهد بعيد بايد و پنداشت كه روزگار سلطنت آن جماعت چون ملوك سابق مثل فريدون و ضحاك و افراسياب « د » تاسنين « ه » اعوام « و » متكاثره خواهد كشيد و ندانست كه سلطنت ده كس از ايشان در مدت چهار سال انقراض خواهد يافت و از آن جمله دو بادشاه بر سرير مملكت « ز » مستند گشتند ، هرمز و پرويز بعد از آن ملك عجم در هرج مرج « ك » افتاد و آخرين چهارده نفر
هامش
( الف ) سع ، مظ - عالم ( ب ) سع ، مظ - شد ، غح - نمايد ( ج ) واقعهء مزبور در كتب معتبرهء تاريخ و سير از قبيل البداية و النهاية مؤلفه ابن كثير و سيره ابن هشام و الاكتفاء فى مغازى المصطفى ( ص ) مؤلفه ابى الربيع سليمان بن موسى الكلاغى ( متوفى 634 ه ) و الوفا باحوال المصطفى ( ص ) از ابن الجوزى و روضة الصفا مؤلفه مير خواند و معارج النّبوة از مولانا معين الدّين واعظ كاشفى و مدارج النبوة از شيخ عبد الحق محدث دهلوى و غيره منقولست . ( د ) سع ، عر ، مظ - افراسيان ( ه ) سع ، مظ - پيشن ( و ) ايضا عوام ( ز ) سع ، غح ، مظ مكنت ، قياسا « بر سديد مملكت صاحب مكنت » درست باشد . ( ك ) سع خرج و مرج ، مظ - خرج و مخرج