قال : من جهة أنّ القائل به قائل بأنّ اللّه كلّ الأشياء و جميع الموجودات هو اللّه ! ؟
[ حكيم به آن مرد فاضل گفت : بسم اللّه ، بيا غذا بخوريم ! آن شيخ گفت :
من غذا نمىخورم !
گفت : آيا غذا خوردهاى ؟ ! گفت : نه !
گفت : چرا غذا نمىخورى با آنكه هنوز غذا نخوردهاى ؟ ! گفت : من احتياط مىكنم از غذاى شما بخورم !
گفت : سبب احتياط تو چيست ؟ گفت : من شنيدهام كه تو قايل به وحدت وجود هستى ! و آن كفر است و جايز نيست براى من كه با شما از غذاى شما بخورم ؛ زيرا كه غذا بهواسطهء ملاقات و تماس با شما نجس مىشود !
گفت : تو معناى وحدت وجود را چه تصوّر كردهاى ، تا اينكه حكم به كفر قايل به آن ، نمودهاى ؟ !
گفت : به جهت آنكه قايل به وحدت وجود مىگويد به اينكه خدا همهء اشياء است و جميع موجودات ، اللّه هستند ! ]
قال : أخطأت ، تعال ، تغذّ ، لأنّي قائل بوحدة الوجود و لا أقول :
بأنّ جميع الأشياء هو « اللّه » لأنّ من جملة الأشياء جنابك و أنا لا أشكّ في كونك بدرجة « الحمار او أخسّ منها » فأين القول بإلهيّتك ؟ ! فلا احتياط و لا إشكال ، تعال ، تغذّ .
[ حكيم گفت : اشتباه كردى ، بيا غذا بخور ! زيرا كه من قايل به وحدت وجود هستم و نمىگويم كه جميع اشياء خدا هستند ؛ چون از جملهء آن اشياء ، جنابعالى مىباشد و من شكّى ندارم در اينكه شما در مرتبهء الاغ هستيد يا پستتر از الاغ ؛ پس كجا مىتواند كسى قايل به الوهيّت شما
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 235
مساهمون: ميرزا جواد آغا الملكي التبريزي
ص٢٣٥