من جهة أنّه قول بالاتّحاد كفر صريح مخالف للتّوحيد و انّ هذه الجبال الرّواسى و الحديد الّذي فيه بأس شديد . كيف يمكن : أن يقال : إنّ وجودهما ليس حقيقيا بل هى مرايا و ظلال و خيال بل شئون و كيف يمكن أن يقال : إنّ الأعيان النجسة بل النّفوس الخبيثة من اسماء اللّه و صفاته أو أفعاله و انّه ان كان كما يقولون فكيف اللذّات و الآلام ؟ !
و أجيب عن ذلك كلّه بأنّ نفى الوجود الحقيقى عن الاشياء ليس قولا : بأنّ كلّ شىء هو اللّه و ليس قولا : بالاتّحاد .
[ همهء اين گروهها كه نظر دادند به ديدگاه گروه اول - كه معتقد بودند جهان وجود حقيقى ندارد بلكه وجودش اعتبارى و ظلّى است - اشكال كرده و با آن مخالفت نمودهاند و آن را كفرآميز دانستهاند ؛ براى اينكه اعتقاد به اينكه هرچيزى خداست ، همان اعتقاد به اتّحاد خالق و مخلوق است و اين نيز كفر صريح مىباشد و با اعتقاد به توحيد نمىسازد و علاوه بر اين ، چگونه مىتوان گفت كه اين كوهها با شكوه و معدنهاى آهن كه قرآن دربارهء همين آهن گفته : « در آن براى مردم خطرى سخت است . . . » « 1 »
وجود حقيقى ندارند ؟ ! بلكه همهء آنها چيزى جز عكس ، سايه و خيال نيستند بلكه شئون وجودند . و چگونه ممكن است گفته شود اعيان نجسه حتّى نفوس خبيثه ، همه از اسما و صفات و افعال الهى بهشمار آيند ! ؟ و اگر چنين باشد كه شما ادّعا مىكنيد پس اين لذّتها و ناراحتىها كه ما داريم احساس مىكنيم ، چيست ؟ !
هامش
( 1 ) - سورهء حديد ( 57 ) ، آيهء 25 .