عمل نمىكند ) . ]
فيضربه بالسّفّود الّذي بيده و يجذب به روحه من طرف رجليه حتى إذا بلغ ركبتيه و لم يقدر على الحركة أمر أعوانه أن يضربوه بأسواطهم و يذيقوه سكرات الموت حتى إذا بلغت روحه إلى حلقومه يضربونه بالأسواط و يقولون له أخرجوا أنفسكم اليوم تجزون عذاب الهون بما كنتم تقولون على اللّه غير الحق و كنتم عن آياته تستكبرون و اذا اخرجوا روحه يضعون بدنه في مطرقة و يكسرونه من اطراف اصابعه الى حدقتيه فيخرج منه ريح منتنة يتأذّى منه أهل السموات فيلعنه اللّه و جميع أهل السموات . . . إلى آخر الرّواية .
[ پس آن فرشتهء مرگ با سيخهايى كه در دست دارد ، او را مىزند و با همان سيخها روحش را از قسمت پاى او بيرون مىكشد تا آنكه به قسمت زانوهايش مىرسد و ديگر قادر به حركت نمىشود در اين هنگام به آن فرشتگان همراه خود دستور مىدهد او را با تازيانههايشان بزنند و از سكرات مرگ به او بچشانند تا آنكه روح به حلقومش مىرسد او را با تازيانهها مىزنند و به او مىگويند : جانهاى خودتان را خارج نماييد كه امروز ، كيفرتان عذابى است خواركننده ، براى اينكه شما سخنان ناحقّ به خداوند متعال گفتيد و از آيات او استكبار ورزيديد .
پس چون روحش را از بدن بيرون آوردند ، پيكرش را زير چكش مىگذارند و استخوانهاى بدنش را از كنار انگشتان تا كنار كاسههاى چشمش درهم مىشكنند ، پس بوى گندى از او خارج مىشود كه اهل آسمانها را اذيّت مىكند ، پس در اين هنگام خداوند متعال و همهء اهالى
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: ميرزا جواد آغا الملكي التبريزي
ص٢٠٨