تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
و بكمت إلى أن قال فقال ملك الموت إبشر إنّك من أهل الخير و دنى منّي و جذب روحي و كان كلّ جذبة مكان كلّ شدّة تنزل من السّماء إلى الأرض و هكذا كان يجذب حتى بلغ إلى صدرى فإذا جذب جذبة واحدة شديدة بحيث لو وقعت على الجبال لذابت من شدّتها فاخرج روحى . . . هذا . [ امّا اخبار و روايات ؛ پس كفايت مىكند روايتى كه درباره مرگ است كه يكى از مردگان به تفصيل آنچه كه هنگام مردن بر او گذشته بود براى سلمان فارسى محمّدى بيان كرده كه قسمتى از آن اين است كه گفت : اى سلمان ! اگر بدن مرا با قيچى تكّه‌تكّه مىكردند و با ارّه استخوان‌هاى مرا مىبريدند براى من آسان‌تر و راحت‌تر بود از غصّهء يك لحظه از غصه‌هاى مرگ ؛ در حالىكه من از اهل خير و سعادت بودم ولى ناگهان ديدم شخص بسيار تنومندى كه نگاهش تند و نگران‌كننده بود ، در ميان آسمان و زمين ظاهر گشت و اشاره‌اى به چشم و زبان و گوش من كرد كه هرسه از كار افتادند - تا اينكه آن شخص گفت : - پس فرشتهء مرگ گفت : تو را بشارت باد كه تو از اهل خير و نيكى هستى و به من نزديك گشت و روحم را قبض كرد و وقتى روح را از هرعضوى مىگرفت آن‌چنان با شدّت و سختى بود مثل اينكه كسى از آسمان به زمين سقوط كند ! و همين‌طور قبض روح را ادامه مىداد تا آنكه به سينه‌ام رسيد پس ناگهان در يك آن با تمام شدّت روح را بيرون كشيد ، به‌طورى كه اگر اين شدّت و سختى بر كوه‌ها واقع مىشد ، كوه‌ها در اثر آن ذوب مىشدند ! آرى اين‌چنين روح مرا بيرون كشيد ! . . . ] يا اخى ! هذه الرّواية قد انقض ظهرى ! لأنّ هذا الرّجل انّما كان من أهل الايمان و أهل الخير فإن كان أمره بهذا المنوال فكيف