[ آيا اين درست است كه رفتار تو كمتر از رفتار يك سگ با صاحبش باشد ؟ ! مگر نمىدانى كه چهبسا صاحب سگ به جز يك استخوان خالى از گوشت ، چيزى به او نمىدهد ولى با اينحال ، آن سگ در تمام شب نگهبان اوست و از خانه و گوسفندانش حراست مىنمايد و تا احساس كند كه غريبى مىخواهد به خانه داخل شود ، به او حملهور مىشود و اگر گرگى قصد حمله به گله را داشته باشد آن را دفع مىنمايد . و چهبسا هم صاحبش همان استخوان بدون گوشت را هم فراموش مىكند به او بدهد ولى با اين حال او آن وضعيّت را تحمّل مىكند و در خانهء صاحبش را ترك نمىكند و به در خانهء ديگرى نمىرود ! ]
فاسمع يا قليل الحياء ! يا عادم الحياء ! أنّك تخون صاحبك الرفيق و منعمك الشّفيق مع أنّه يطعمك من الأغذية اللّطيفة بهذا الإكرام و التّشريف في بيوت عالية و ظروف غالية بأقبح الخيانات و تتواضع لعدوّه و تسجد له في طاعتك له عند أمره بمخالفة ربّك في تحصيل الزيادات مع أنّك تعلم يقينا أنّه لو لم يحلم عنك و لم يعطك القدرة و ساير أسباب التحصيل لما أمكنك ذلك فما أعظم هذا المصاب العظيم و الرّزء الجليل ؟ ! فإنّا للّه و إنّا إليه راجعون من حسرة هذا الخطب الفظيع ؟ ! و الخسران العظيم ؟ !
[ پس اى نفس بشنو ! اى كمشرم و حيا بشنو ! اى بىحيا بشنو ! تو همان كسى هستى كه به صاحب خود خيانت كرده ، آن صاحبى كه با تو رفاقت نموده و براى تو منعم شفيق و مهربانى بوده و غذاهاى لطيف و لذيذ به تو ارزانى داشته و تو را محترمانه در خانههاى عالى ساكن ساخته و در ظرفهاى پرقيمت به تو غذا عطا كرده است و تو بدترين خيانتها را به او مىكنى
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: ميرزا جواد آغا الملكي التبريزي
ص١٧٩