خويشان خود را تصوّر نمايى و آن را با ادب خود هنگام نماز خواندن در حضور ملك الملوك متعال مقايسه نمايى ، به بسيارى كوتاهى و توهين خود نسبت به اين سلطان بزرگ - جلّ جلاله - پى خواهى برد ؛ براى اينكه همانا تو هيچوقت راضى و حاضر نيستى در حضور فرماندار شهر خود هنگامى كه با تو روبهرو ايستاده ، پشت به او كنى يا وقتى كه با تو به سخن گفتن پرداخته تو متوجّه ديگرى شوى و به او تواضع نمايى بلكه از اين بالاتر ، در حالى او تو را به سوى خويش مىخواند ، در حضورش به دشمن او سجده كنى ! ؟ بلكه مىتوان گفت تو راضى به چنين توهينى نسبت به دوستان همسطح خود حتى نسبت به يكى از خدمتگزاران خويش نيز نمىشوى . ]
فما أفضح عملك و ما أفظع حالك في معاملة هذا الملك العظيم الشّفيق في صلوتك الّتى أكرمك بإذنه لك في هذا المعراج و المناجاة معه ؛ بل منّ عليك بعظيم منه حيث دعاك لمخاطبته و مجلس أنسه و هو يراقبك في جميع لحظاتك و يحسبك بلطفه في جميع ما تفعله أو تقوله من أفعالك و أقوالك ، ينشر البرّ على رأسك من عنان السّماء و يأمر كرام ملائكته بأن يحيطوا بك من قدمك إلى أفق السّماء إجلالا بك و ينظر به عين رأفته عليك و يباهى بك ملأ ملائكته الكرام
[ واى چه افتضاحى بار آوردهاى و به چه حال زشت و سختى گرفتار شدهاى كه به خود جرئت دادهاى با سلطان بزرگ و مهربان ، چنين معاملهاى نمايى ! ؟ آن هم در نمازى كه به احترام تو ، به تو اجازه حضور در اين معراج و مناجات همراه خودش را صادر فرموده بلكه از آن بزرگتر نيز بر تو منّت
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 176
مساهمون: ميرزا جواد آغا الملكي التبريزي
ص١٧٦