تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
نهاده به‌طورى دعوتنامه براى گفتگو و حضور در محفل انس خويش براى تو فرستاده و او هميشه مراقب و مواظب تمام لحظات توست و در تمام گفتار و كردارهايت مشمول لطف او هستى و از كرانهء آسمان احسانش بر سر تو فرو مىريزد و به فرشتگان گرامى خويش دستور مىدهد تا به احترام تو از قدمگاه تو تا افق آسمان ، گرداگرد تو بايستند و خداوند رئوف با ديدهء رأفت به تو مىنگرد و در جمع فرشتگان گراميش به تو مىبالد و مباهات مىنمايد . ] فأين أنت يا مسكين ! يا جاهل ! بل يا قبيح الفعال ! يا من لا حياء له ! بل و لا ايمان له و لا عقل له بل و لا شعور من هذا الخسران العظيم و لو أنّ حيوانا من البهائم استشعر من مالكه عشر ما عقلت من مالكك الرأفة و الألفة و الحنين استأنس به و ألفه و يراقبه بالطّبع عند حضوره و كثيرا ما رأيت من الحيوانات بل من الكلاب أنّه يراقب مالكه الّذي يباشر إطعامه بمراقبات عجيبة كيف و لو تأمّلت به عين الدّقة في معاملة الكلب مع صاحبه و وفائه في معاملته لرأيته أحيى و أوفى منك بكثير ! [ پس تو كجايى اى مسكين ! اى نادان بلكه اى صاحب اعمال زشت و قبيح ! اى كسى كه حيايى براى او نيست بلكه براى او ايمانى نيست و عقلى نيست و بىشعور است كه اين خسران و زيان بزرگ را درك نمىكند و اگر يكى از اين چهارپايان از صاحب خود يك دهم آنچه كه تو از صاحب خود رأفت و الفت ديده‌اى ، مىديد با مالك و صاحب خود انس و الفت مىگرفت و مناسب با طبع خود مراقب حضور مالكش مىگشت و چه بسيار مشاهده