لذّت مىبرند موجود مىباشد و سعادتهايى كه به دل هيچكس خطور نكرده است ، بهعلاوه آنچه از احترامات و افزونىها و تقرّب و نزديكى است برايش آماده ساختهام . » ]
[ سوط السّلوك ]
هذا و قد افتضحت يا نفسي بعد هذه المراتب و لو أتيت بعبادة الثّقلين في قبال هذه الألطاف السنيّة و كيف و أنت جيفة باللّيل بطّال بالنّهار بل وليت لم تقم من نومتك و لم تستيقظ من رقدتك فلعلّك تنتفعى من خجل عدم القيام أكثر من قيامك بهذا الحال و بهذا القلب المنكوس ؛ بل و لو شرحت حقيقة قيامك بل أشرف حالات قيامك الّذي هو صلوتك و التفّت بحقيقة عملك لاستغفرت من صلوتك أكثر من استغفارك لذنوبك ؟ ! و استحييت منه جلّ جلاله حياء عظيما ؟ !
[ تازيانه سلوك ]
[ اينك ، اى نفس من ! پس از اين همه مراتب ، اگر تو عبادت جنّ و انس را نيز در مقابل اين همه لطفهاى بزرگ الهى بهجاى آورى باز هم كار تو به افتضاح و رسوايى خواهد كشيد ، چه برسد به اينكه [ از اين مراتب عالى و عبادت عارى باشى ] و شبها چو مردارى بهسر برى و روزها را با بيهودگى و بيكارى به شب آورى ! ؟ بلكه اى كاش كه از رختخواب خود برنمىخاستى و از خواب راحت چشم نمىگشادى تا شايد از شرمندگى و خجالت به خواب بودن و عدم قيام بيشتر بهره مىبردى تا با چنين حال