[ « همانا بىنيازى و عزّت به هرطرف در گردشند ، پس همينكه به محل توكّل برسند ، آنجا را وطن خود قرار دهند . » ]
و بالجمله ؛ اگر نباشد در اين باب الّا آيهء مباركهء
أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ
« 1 » [ « آيا خداوند براى ( نجات و دفاع از ) بندهاش كافى نيست ؟ ! » ]
بس است براى اهل ايمان كه بگويند : « بلى ، اللّه يكفي » و آسوده بشوند و همّتشان را مقصور به حضرت او - جلّ جلاله - نموده و حزن دائم از اين جهت در دلش جاگير بشود ؛ چرا كه مادامى كه در دنيا است هردرجهاى از حال كه بر او از مقامات معرفت و قرب روى دهد ، باز فوق آن متصوّر است .
بلى از مختصّات حضرت ولايتپناه عليه السّلام است كه فرمودند : « لو كشف الغطاء . . . » . « 2 »
[ اين ] حزن سالك بايد دائمى باشد ؛ حزن در دل ، بشر « 3 » در روى ، حزن در باطن و بشر در ظاهر ، بايد داشته باشد .
و در روايت است كه اين حزن رشتهاى است ما بين بنده و خداوند ، مادامى كه هست علقهء بنده از حضرت او منقطع نمىشود و در همهء اوقات در باطنش حال توسّلى به حضرت وجه اللّه ، خليفة اللّه ، نور اللّه الأنوار ، و ضيائه الأزهر و حجّته الأعظم ، وجود مبارك خاتم الأوصياء امام زمان - عجّل اللّه فرجه - فراهم و انتظار ظهور نور مبارك و ايّام سلطنت آن بزرگوار - ارواح العالمين فداه - را داشته ، در تعقيب نمازهاى پنجگانه ، مداومت به ذكر « اللّهمّ عرّفني نفسك . . . » « 4 » و قرائت سه مرتبه سورهء مباركهء « توحيد » را به
هامش
( 1 ) - سورهء زمر ( 39 ) ، آيهء 36 .
( 2 ) - « كشف الغمّه » 1 / 170 .
( 3 ) - خوشرويى .
( 4 ) - اللّهمّ عرّفني نفسك فإنّك إن لم تعرّفني نفسك لم أعرف نبيّك ؛ اللّهمّ عرّفني رسولك