نيابت آن حضرت و دعاى « عهد » را هرصباح ترك ننمايد .
خلاصه ؛ چون روى خودش قابليّت توجّه به حضرت قدّوس تعالى ندارد و از ظلمات معصيت و غفلت ، مظلم و پريشان و خلق « 1 » است ، عرض بكند :
اللّهمّ إنّ ذنوبي قد أخلقت وجهي فأتوجّه إليك بوجه خليفتك المشرق عندك .
[ « خداوندا ! همانا گناهان من ، مرا در نزد تو ، بىآبرو كرده ، پس بهوسيلهء آبروى خليفهات كه در نزد تو ، روسفيد و درخشان است به تو روى مىآورم . » ]
و در همهء خيرات ، جدّى و كوششى داشته ، مخصوصا اهتمامى در تأديب زبان مباركش نمايد كه هيچ يك از اعضا به درجهء آن ، لازم الرّعاية و صعب التّأديب و العلاج نيست !
خلاصه ؛ امر آن به درجهاى مشكل است و رعايت او خطير و آفات او خطرى است كه با اينكه قطعا حقيقت كلام ، شرافتش بر صمت و سكوت ، مسلّم است ، اطباى روحانى - يعنى انبيا و اوليا و حكما عليهم الصلاة و السلام - مطلقا سكوت را ترجيح دادهاند فرمودهاند :
إن كان كلامك من فضّة فسكوتك من ذهب !
[ « اگر سخن تو ارزش نقره داشته باشد ، سكوتت ارزش طلا را دارد ! » ]
و در حديث قدسى كه گذشت آنچه شنيدى ، كافى است در امر اهتمام به سكوت .
هامش
- فإنّك إن لم تعرّفني رسولك لم أعرف حجّتك ؛ اللّهمّ عرّفني حجّتك فإنّك إن لم تعرّفني حجّتك ضللت عن دينى .
( 1 ) - بىآبرو .