دارند ، بدهم ، به قدر عضو مورچهاى از ملك من كاسته نمىشود ، چگونه كاسته شود از ملكى كه من سرپرست آن هستم ؟ !
پس بدا به حال آنها كه از رحمت من نااميدند و بدا به حال آنها كه نافرمانيم كنند و از من پروا ننمايند . » ]
و باز از آن حضرت عليه السّلام روايت كرده :
أوحى اللّه عزّ و جلّ إلى داود عليه السّلام ، ما اعتصم بي عبد من عبادي دون أحد من خلقي ، عرفت ذلك من نيّته ، ثمّ تكيده السّموات و الأرض و من فيهنّ إلّا جعلت له المخرج من بينهنّ و ما اعتصم عبد من عبادي بأحد من خلقي ، عرفت ذلك من نيّته ، إلّا قطعت أسباب السّموات و الأرض من يديه و أسختّ الأرض من تحته و لم أبال بأىّ واد هلك . « 1 »
[ « خداى - عزّ و جلّ - به حضرت داود عليه السّلام وحى فرستاد كه هيچ يك از بندگانم بدون توجّه به احدى از مخلوقاتم ، به من پناهنده نشود كه من بدانم كه نيّت و قصد او همين است ، سپس آسمانها و زمين و هركه در آنهاست با او نيرنگ بازند ، جز آنكه راه چاره از ميان آنها را برايش فراهم آورم و هيچ يك از بندگانم به يكى از مخلوقاتم پناه نبرد كه بدانم قصدش همان است ، جز آنكه اسباب و وسائل آسمانها و زمين را از دستش ببرم و زمين زير پايش را فرو ريزم و به هروادى هلاكتى افتد ، باك ندارم . » ]
[ همچنين امام صادق عليه السّلام ] مىفرمايد : انّ الغنى و العزّ يجولان ، فإذا ظفرا بموضع التّوكّل أوطنا « 2 » .
هامش
( 1 ) - « الكافى » ، 2 / 63 .
( 2 ) - « الكافى » ، 2 / 64 .