بهترش اين است كه للّذّة نخورد [ بلكه ] للقوّة بخورد ؛ چنانكه در كم هم ميزان اعلا همين است ولى ميزان وسطش اين است كه خود را به آجيلخورى عادت ندهد و از افراط و تفريط در صرف لحوم « 1 » اجتناب نمايد كه افراطش موجب قساوت و تفريطش مورث شدّت قوّهء غضبيّه است و آنچه ميزان عدالت است اين است كه ترك را از سه روز نگذراند و صرف را شبانهروزى دو دفعه نكند ، بلكه گاهى هردو را ترك كند .
و امّا كمّا « 2 » ، ميزان وسطش اين است نه آنقدر نخورد كه از ضعف و گرسنگى خاطرش پريشان بشود و نه آنقدر بخورد كه سنگينى طعام را بفهمد و ميزان اين را هم حكماى اخلاق چنين گفتهاند : بعد از اشتهاى كامل ، بخورد و قبل از سيرى ، دست بكشد ؛ و اگر مبتدى در اول امر يك مقدار طرف جوع « 3 » را تقديم نمايد ظاهرا بهتر است لا سيّما اگر روزه باشد .
امّا خواب : رياضت آن را هم مرحوم علّيين آرامگاه ، آخوند استاد [ ملا حسين قلى همدانى ] قدس سرّه مىفرمودند كه هرشبانهروزى ، يك ساعت از ميزان طبّى كم بكند . ميزان طبى را هفت ساعت مىفرمودند كه خوابش در شبانهروزى ، شش ساعت باشد ولى وقتش را به نحوى قرار بدهد كه اواخر شب را بيدار باشد ، چرا كه مىفرمودند كسانى كه از مقامات دين به جايى رسيدهاند ، همهشان از شبخيزها بودهاند ، از غير آنها ديده نشده است !
هامش
( 1 ) - گوشتها .
( 2 ) - كيفا ( نسخه بدل ) .
( 3 ) - گرسنگى .