تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
طبيعى قوّت توده هزار است * ارادى برتر از حصر و شمار است
وز آن هر يك شده موقوف آلات * ز اعضا و جوارح وز رباطات
پزشكان اندر آن گشتند حيران * فرو ماندند در تشريح انسان
نبرده هيچ كس ره سوى اين كار * به عجز خويش هر يك كرده اقرار
ز حق با هر يكى خطّى و قسمى است * معاد و مبدأ هر يك ز اسمى است
از آن اسمند موجودات قايم * بدان اسمند در تسبيح دايم
به مبدأ هر يكى زان مصدرى شد * به وقت بازگشتن چون درى شد
از آن در كآمد اول هم به در شد * اگر چه در معاش از در به در شد
از آن دانسته‌اى تو جمله اسما * كه هستى صورت عكس مسمّا
ظهور قدرت و علم و ارادت * به تست اى بنده صاحب سعادت
سميعى و بصير و حىّ و گويا * بقا دارى نه از خود ليك از آنجا
زهى اول كه عين آخر آمد * زهى باطل كه عين ظاهر آمد