تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
يكى از هاى هويت درگذشتن * دوّم صحراى هستى در نوشتن
درين مشهد يكى شد جمع و افراد * چو واحد سارى اندر عين اعداد
تو آن جمعى كه عين وحدت آمد * تو آن واحد كه عين كثرت آمد
كسى اين راه داند كو گذر كرد * ز جزوى سوى كلّى يك سفر كرد

سؤال 5 [ مسافر چون بود رهرو كدام است ؟ ]

مسافر چون بود رهرو كدام است ؟ * كه را گويم كه او مرد تمام است ؟

جواب

دگر گفتى مسافر كيست در راه ؟ * كسى كو شد ز اصل خويش آگاه
مسافر آن بود كو بگذرد زود * ز خود صافى شود چون آتش از دود
سلوكش سير كشفى دان ز امكان * سوى واجب به ترك شين و نقصان
به عكس سير اول در منازل * رود تا گردد او انسان كامل