تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
بخفتم « 1 » كار فرداى من فرو ماند ؛ و اگر روز بخسبم ، كار امروز رعيت ، به زيان آيد . يك متعلّم « 2 » به نزد « ابن سيرين » آمد ، گفت : [ مىخواهم مرا تعليم دهى ] « 3 » . گفت : طعام خوردن دانى ؟ « 4 » گفت : دانم « 5 » . گفت : چند خورى ؟ « 6 » گفت : چندانكه يابم و شكم « 7 » پر شود . گفت : برو و آخورى براى علف خود بساز كه من ستور را علم نتوانم آموخت . علم با شكم پر جمع نشود . علم به شكم « 8 » تهى فرود آيد و [ حكمت از شكم تهى و چشمهء دل زايد ] « 9 » .

حكايت « 10 »

حضرت « 11 » ابراهيم ادهم - قدس سره « 12 » - مهمان دوستى بود . صاحب دعوت ، شرط معذرت بجاى آورد « 13 » ، گفت : « عليك بتقريب الطعام و علينا بتأديب الاجسام » گفت : بر تو طعام آوردن است « 14 » . و بر ما مؤدب داشتن ( اجسام ) . گويند طعام خوردن امام ابو حنيفه « 15 » ( رض ) ، به دانه چيدن مرغ ماننده بود از اندكى .

بيت

گر در آرزو فرو بندى * بر جهان و بر آرزو خندى
بندهء كرد از جهان آزاد * ذاكر و حاضر و به حق دلشاد
هامش
( 1 ) . بخسبم . ( 2 ) . يكى به تعليم . ( 3 ) . عبارات داخل قلاب در ( س ) نيست ، و به دنبال آن ، آمده است : ( ابن سيرين گفت ) . ( 4 ) . نخست طعام ، خوردن مىدانى ؟ ( 5 ) . مىدانم . ( 6 ) . مىخورى . ( 7 ) . شكم من . ( 8 ) . با شكم . ( 9 ) . س : حكم آن شكم تهى از چشمهء دل زايد . ( 10 ) . ندارد . ( 11 ) . ( حضرت ) ندارد . ( 12 ) . رحمة الله . ( 13 ) . بجاى مىآورد . ( 14 ) . بر تو آوردن طعام است . ( 15 ) . س : امام محمد حنفيه .
راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى ) — صفحة 92 | عزيز الدين النسفي / مير سيد علي الهمداني