عقل را در بدن امير شمار * تا رساند ترا به حضرت يار
علم را قيد كن به بند عمل * در رضاى خداى عزّ و جل
ص 166
* * *
ك
كسى كه عزت عزلت نيافت ، هيچ نيافت * كسى كه گنج قناعت نديد ، هيچ نديد
ص 98
* * *
كى باشد و كى كه اين قفص پردازم * در باغ إله آشيانى سازم
با روى نهفتگان اين دل يكدم * در پردهء غيب عشقها مىبازم
ص 128
* * *
گ
گر به « الصوم لى » فرو نگرى * در همه عمر خويش نان نخورى
ص 100
* * *
گر در آرزو فرد بندى * بر جهان و بر آرزو خندى
بندهاى گردى از جهان آزاد * ذاكر و حاضر و به حق دلشاد
رسته از بهرههاى جسمانى * محرم رازهاى سبحانى
ص 93