* * *
دوستان دوست را باشد رضاى او نديم * حبّ موليشان بهشت و ياد موليشان نعيم « 1 »
رسته از نار هوا و غرقه در نور صفا * حبّ موليشان بهشت و ياد آن حضرت نعيم
در سفر دايم به باطن فارغ از چون چرا * با رضاى دوست دايم بر صراط مستقيم
ص 90
ر
روزه بىخاموشى ز غيب و ز لهو * چون نمازى بود سراسر سهو
جان و تن را غذاى روحانى * بده ار عاقلى به آسانى
ص 173
* * *
ش
شب روز كنم و روز شب اندر كارش * چندانكه شوى تو محرم اسرارش
چون عمر عزيز است و زبون نفس حرون * بيكار ممان و نفسى مگذارش
ص 94 ، 97
* * *
شرح اين هجران و اين خون جگر * اين زمان بگذار تا وقت دگر
ص 12
هامش
( 1 ) .دوستان دوست را باشد رضاى او نديم * لاجرم باشند بر درگاه او دايم مقيم