صدر جهان رسل و انبيا * محرم اسرار كتاب مبين
سيد سادات همه شرق و غرب * خاتم و هم ختم رسولان دين
در شب اسرار چو بر افلاك شد * غاشيهدارش شده روح الامين
تا به تواضع درِ دعوت گشاد * از دل كفّار ستد كفر و كين
بر هدف صدق برآيد همه * تير بيانش چو گشايد كمين
جيب و گريبان به درد شام و صبح * از يد بيضاى تو در آستين
رو به سوى غرفهء جنّت خرام * برق بُراقت چو بشد زير زين
برگذر از حجرهء روحانيان * در گذر از وهم كمال و يقين
جذبهء حق چون بربودت ز خود * بىخودت اندر حرم حق نشين
روح چو بيند رخ زيباى تو * سجده برد ، پشت نهد بر جبين
غيب چو شد عين ترا در گذر * از شرف جنّت و از حور عين
عون حقّت چون ز غنان در ربود * حق حقيقت به حقيقت ببين
ص 85
* * *
مقربان درش جمله ترسكارانند * چو بر سنن بروند جمله راستكارانند
ص 141
* * *
ن
نفس كز جوع در عذاب بود * روح را وقت مستطاب بود
ص 95
* * *
نفس گبرست هين عذابش كن * آتش روزه بر كبابش كن
خانهء نفس اگر هبا خواهيد * آه سردى بزن خرابش كن
ص 159