كار بگذاشته به حضرت يار * شاكر از حق به اندك و بسيار
ص 87
* * *
با فاقه و فقر همنشينم كردى * بىخويش و تبار و همنشينم كردى
اين مرتبهء مقربان در تست * يا رب به چه خدمت اين چنينم كردى
ص 96
* * *
با كى نبود از اين كسادى كه مراست * گر مىنرسم بدان مرادى كه مراست
گردون به هزار حيلهام باز پس است * اندر پس اين پيشنهادى كه مراست
ص 102
* * *
به بانگ مطرب و ساقى اگر ننوشى مى * علاج كى كنمت « آخر الدواء الكى »
ص 255
* * *
به خدايى كه زهر دنيا را * طعم شكر دهد بر نادان
كه نيرزد به نزد اهل خرد * ملك دنياى دون به تاهى نان
تا تو هم بر نهى به عبرت چشم * بگذرد جمله كار و بار جهان
ص 120
* * *
بر بنده عظيم سهل و آسان باشد * بر ياد تو جان دادن و خندان بودن
ص 153
* * *
بر در تو مقيم نتوان بود * حلقهاى مىزنند و مىگذرند
ص 7
* * *