ابو حمزه خراسانى : ( ص 98 ) . ( متوفى 290 ه . ق )
. گفتهاند كه اصل وى از نيشابور بود ، از محلهء ملقاآباد . گفتند اصل وى از گوزگان بود . با مشايخ عراق صحبت داشته و از اقران جنيد بود و پيش از وى از دنيا برفته ؛ با بو تراب نخشبى صحبت داشته و با بو سعيد خرّاز رفيق بوده و وى از جوانمردان اين مشايخ است . ( طبقات الصوفيه ، ص 145 ؛ و رك .
تذكره ، ج 2 ، ص 97 ؛ ترجمهء رسالهء قشيريه ، ص 75 ؛ كشف المحجوب ، ص 153 )
از اوست : هر كه دوستى مرگ اندر دل گيرد ، هر چه باقيست ، بر وى دوست كنند و هر چه فانيست ، بر وى دشمن كنند . ( رسالهء قشيريه ، ص 70 )
وهب بن الورد : ( ص 98 ) . ( متوفى 153 ه . ق )
. وهيب بن الورد ، نامش عبد الوهاب است كه به تصغير به صورت « وهيب » درآمده است . از عابدان و حكماى اهل مكه و از اقران ابراهيم ادهم . داراى اخبار و كلمات مأثوره . سفيان ثورى او را در وارستگى و بزرگى ، به « طيب » عطر تشبيه كرده است . ( تعليقات عوارف ، ص 299 ، به نقل از قاموس الاعلام ، ج 9 ، ص 151 ؛ حليه ، ج 8 ، ص 140 ؛ طبقات الصوفيه ، ص 44 )
كسى كه عزّت عزلت . . . : ( ص 98 )
. در مرزباننامه ، آمده است :
اما طالبان دنيا ، حلقهء در قناعت [ را ] به شكل مار مىبينند كه هر كس را دست جنبانيدن آن حلقه نيست ، لاجرم از سلوت سراى اقبال و دولت چون حلقه بر درند . « 1 »
كسى كه عزّت عزلت نيافت هيچ نيافت * كسى كه روى قناعت نديد هيچ نديد
قفاك لا تقرع . . . : ( ص 99 )
. ضرب المثل عربى است ، به گواهى متن . مصدر آن بدست نيامد .
هامش
( 1 ) . در مناهج الطالبين ، ص 122 آمده است :هر آنكه لذت عزلت نيافت ، هيچ نيافت * هر آنكه روى قناعت نديد ، هيچ نديدقال النبى ( ص ) : من اصبح منكم آمنا فى سربه ، معافى بدنه و له قوت يوما فكانما خيرت له الدنيا بحذافيرها .
يعنى هر كس كه چون روز شود ، او در موضع خود ايمن بود و تندرست و او را قوت آن روز حاصل بود ؛ گوئيا كه همهء دنيا از بهر او جمع كردهاند . در خصوص حديث ، رك . نهج الفصاحه ، ص 579 و سنن ابن ماجه ، كتاب الزهد ، شمارهء 4141 .